خانه دروس روزانه

خرد، یکپارچگی تفکر و احساس است


تفکر و احساس برهمدیگر تاثیر می گذارند. گاهی تفکر، منجر به بوجود آمدن احساس می شود و گاهی احساس، منجر به جاری شدن فکر. مثلاً فکر کردن در مورد کمک هایی که دیگران به ما کرده اند، باعث می شود به آنها احساس محبت توام با تشکر داشته باشیم. همچنین فکر کردن به ظلم هایی که دیگران به ما روا داشته اند منجر به این می شود که نسبت به آنها احساس تنفر و انتقام جویی پیدا کنیم. از طرف دیگر وقتی کسی را دوست داریم به او فکر می کنیم و با فکر کردن به معشوق، این احساس خوب در ما ماندگارتر می شود.

تعیین سقف توانایی خویش


توانایی، ظرفیت طبیعی و بالقوه انسان در انجام موفقیت آمیز امور است. برخی از روانشناسان معتقدند که توانایی انسان ثابت است و مانند هوش و شخصیت قابل تغییر نیست. اما در مقابل این عقیده، برخی دیگر از روان شناسان معتقدند که توانایی انسان افزاینده است و با تمرین و تلاش، افزایش می یابد. اما شما به کدام یک از این دو دیدگاه معتقدید؟ ....

روش آموزشی عیسی مسیح


عیسی مسیح یکی از بزرگترین معلم هایی است که پا بر این کره خاک گذاشته است. آنچه باعث عظمت این معلم بزرگ شد، تنها محتوای تعالیمش نبود بلکه روشی که ایشان در انتقال تعالیمش به کار گرفت هم بی نظیر بود. از جمله ویژگی های روش آموزشی عیسی مسیح می توان موارد زیر را برشمارد

ذهن بر صلیب


عیسی مسیح برای نجات انسان ها، به شیوه بسیار دردناکی به صلیب کشیده شد. چرا او باید کشته می شد و چرا به این شیوه دردناک؟ شاید یک جواب عقلانی به این سوال این باشد که هرچه خواسته ارزشمندتر باشد، بهای آن نیز بیشتر می شود. آدم و حوا برای آمدن به زمین، بهای چندانی نپرداختند و با خوردن سیبی، به زمین رانده شدند. اما عیسی مسیح برای رسیدن به حداکثر زندگی، حداکثر مرگ را پرداخت

قاتل کنجکاوی


ما با یک کنجکاوی ذاتی به دنیا می آییم اما نمی توانیم آن را در خود حفظ کنیم. تحقیقات نشان داده که قاتل کنجکاوی کودکان، محیطی است که در آن پرورش می یابند. کودکانی که در یک محیط سالم پرورش می یابند همواره تمایل دارند که بجویند و بیابند. کنجکاوی چیزی نیست که آن را بتوان مستقیماً به کودکان آموزش داد. اول از همه محیط باید به گونه ای باشد که اگر کودک سوالی را مطرح کرد سرزنش نشود. دوم اینکه تعامل و ارتباط با دیگران، یکی از بهترین محرک ها برای طرح سوال و کنجکاوی است. کودکی که از ارتباط و بازی با افرادی که با او تفاوت دارند، محدود و ایزوله شده است، ذهنش نیز محدود خواهد ماند

چرا تفکر دردناک است؟


هرکسی درباره اینکه چه غذایی بخورد فکر می کند و بسیاری از افراد می توانند در مورد تهیه غذای خود، برنامه ریزی کنند. همه ما در مورد اموری چون غذا خوردن، دوست یابی و بزرگ کردن فرزندانمان فکر می کنیم. اما آن تفکری که یکساعتش با هفتاد سال عبادت برابری می کند، یا تفکری که انیشتین درباره اش گفته اگر مردم به اندازه یک میلیونیوم فعالیت معده شان تفکر می کردند، اکنون زندگی مفهوم دیگری داشت، امری نادر است. چنین تفکری توام است با طرح پرسش های مفهومی که منجر به افزایش آگاهی و بینش شده و بواسطه آن، انسان اهداف بهتری را برای خود برمی گزید و تصمیم های عاقلانه تری در زندگی اتخاذ می کرد

به سوال بیشتر اهمیت می دهید یا جواب؟


از نظر برخی متفکران، سوال مهم تر از جواب است. به قول نجیب محفوظ (نویسنده مصری) خرد انسان را با سوال هایش می سنجند و هوش او را با جواب هایش. در ضرب المثل های ایرانی هم آمده که ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیبه. اما به نظر من آنچه بیشتر در جامعه ما رخ می دهد، این است که مردم بیشتر به دنبال جوابند تا سوال، به قول معروف می خواهند کلکش (یا به روایتی قالش) را بکنند. به جواب رسیدن مانند به پایان رساندن یک فرایند است در صورتی که سوال مانند آغاز کردن یک فرایند یا کیفیت بخشیدن به یک فرایند است. کسی که به جواب اهمیت می دهد، مایل به تمام کردن و به نتیجه رسیدن است و کسی که به سوال اهمیت می دهد مایل به شروع کردن و یا بهبود بخشیدن. برخی از مواردی که به عنوان مصداق در این باره به نظرم می رسد، به قرار زیر است:

خانه دروس روزانه