خانه دروس روزانه دو راه برای توقف نگرانی و چیرگی بر اضطراب

دو راه برای توقف نگرانی و چیرگی بر اضطراب


در هنگام از دست دادن تعادل و کنترل، بهتر است پرسش هایی برای خودتان مطرح کنید.
هدف از این مقاله، کشف دو عقیده مرتبط با اضطراب است. این دو عقیده، الزامی و آگاهانه نیستند بلکه بیشتر یک جریان پنهانی می باشند، مانند یک جریان آب پرتلاطم که ممکن است خطرناک یا حتی موجب غرق شدن شما شود.

 

یک- بدترین حالات ممکن رخ خواهد داد
شما ممکن است اشخاصی را بشناسید که جنبه های مناسبی از یک رویداد ناخوشایند را یافته باشند، مانند زمانی که عزیزی فوت می کند ولی اطرافیان شکرگزارند زیرا رنج او خاتمه یافته یا شخصی از کارش اخراج می شود ولی همین ناکامی باعث فرصتی تازه و شروعی دوباره برای وی می گردد. از سوی دیگر، شما ممکن است افرادی را هم بشناسید که در مورد همه چیز شکایت دارند؛ شن ساحل زیاد از حد است! یا این نوشیدنی چقدر شیرین است؟! و شاید شما کسی را بشناسید یا خودتان شخصی باشید که همواره بدترین حالت ممکن را در نظر می گیرد، مانند؛ سر درد دارم؟ حتماً تومور مغزی است! ترافیک است؟ رئیس تو متوجه تاخیرت خواهد شد! قصد داری برای یک هفته تعطیلات به کانکون مکزیک بروی؟ اگر در آنجا آب بنوشی، تمام مدت بیمار خواهی شد!
این نیروی مرموز اضطراب برای تقویت و تبدیل یک وضعیت مبهم به یک فاجعۀ تمام عیار است. ناگفته نماند که این موضوع گاهی اوقات مفید است، مانند هنگامی که فرزندان دلبندتان در حال حمل یک سورتمه به بالای یک تپۀ پرشیب هستند، در این زمان بهتر است فرض را بر این نگیریم که آنها می خواهند تنها از چشم انداز آن بالا استفاده کنند. این امر در حالات دیگر مفید نیست، مانند زمانی که در چالش های کوچک، مشکلات عظیم را پیش بینی می کنیم. یک کار اشتباه در حیطۀ شغلی به اخراج شما منتهی نمی شود. اگر همسرتان پاسخ پیامک شما را نمی دهد، به معنای این نیست که از شما عصبانی است. گاهی اوقات ما حتی از اضطراب خود مطمئن نیستیم ولی به راحتی متقاعد می شویم که رویداد ناخوشایندی در شرف وقوع است.
هنگامی که مغز شما از یک کاه، کوه می سازد چه باید کرد؟ آن را به چالش بکشید. هنگامی که بدترین حالت ممکن شروع به ترساندن شما می کند، از خودتان بپرسید: "واقعا چقدر بد می شود؟" به عبارت دیگر؛ آیا شما واقعا با یک فاجعه در ابعاد تاریخی روبرو هستید؟ برای نمونه؛ "اگر هیچ قیمتی برای خانه مان پیشنهاد نشود چه باید کرد؟"
در هنگام مواجهه با چنین افکاری از خود بپرسید: چقدر بد خواهد شد؟
یک گام به عقب بردارید و این گونه فکر کنید: "شاید ایده آل باشد. پس باید برای برخی تصمیم گیری های مالی تجدید نظر کنم و می توانم دوباره همین خانه را در سال آینده در معرض فروش بگذارم."
پرسش دومی که از خود باید بپرسید این است: احتمال وقوع این حالت چقدر است؟
چقدر احتمال دارد که واقعا تومور مغزی داشته باشم؟ آیا به احتمال زیاد فقط یک استرس خشک و خالی نیست؟ احتمال این که همسر شما از روی دلخوری جواب پیامکتان را نداده است چه می تواند باشد؟ آیا ممکن نیست که فقط مشغول به کارهای خودش است؟ و یا شاید گوشی موبایلش را در ماشین جا گذاشته باشد؟
حداقل یکی از این پرسش های می تواند پاسخی مناسب برای اضطراب شما باشد.

دو- من نمی توانم این کار را انجام دهم
دلیل دوم اضطراب این است که ما احساس درماندگی می کنیم. این موضوع کاملاً درست است زیرا زمانی که ما احساس آمادگی نداشته باشیم، مضطرب خواهیم شد.
اضطراب باعث می شود ما به توانایی های خود شک کنیم و به همین ترتیب احساس ترس ما به یک واقعیت تبدیل می شود و در نتیجه ناتوانی در خود احساس می کنیم. پس بنا بر این باید باور داشته باشیم که توانا و قادریم. اگر احساس ضعف کنید، ضعیف خواهید شد.
بهترین راه مبارزه در زمانی که ترسمان به یک واقعیت تبدیل می شوند، چیست؟ به چالش کشیدن آن.
پرسش جادویی در اینجا این است: چه می توانم انجام دهم؟
به تمام منابعی فکر کنید که می توانید برای مقابله با نگرانی ها در دسترس داشته باشید. دوستان، خانواده، قدرت درونی، بیمه درمانی، گستاخی و هر چیز دیگری که بتواند در این حالت به شما کمک کند.
اگر واقعا یک تومور مغزی داشته باشید، چه کار می کنید؟ شما می توانید به یک انکولوژیست خوب مراجعه کنید، اوقاتی از زمان کارتان را به درمان خود اختصاص می دهید و با تکیه بر دوستان و خانواده تان بر این بیماری چیره خواهید شد. البته خیلی مشکل است ولی نکته در اینجاست که این وضعیت پایدار و نومید کننده نخواهد ماند.
خوشبختانه، بیشتر نگرانی های ما از آن گونۀ تومور مغزی نیستند. اگر زمان تعطیلاتتان هوا بارانی باشد، چه می کنید؟ می توانید با خرید یک چتر بزرگ، به تمامی موزه های شهر سر بزنید و از شرایط بدست آمده لذت ببرید. اگر همسر مورد علاقۀ خود را نیابید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ خب! می توانید از زندگی خود لذت ببرید و زمان خود را صرف آشنایی با افراد جدید و مناسب کنید. شاید یکی از آنها، همراه واقعی شما باشد و اگر نشد حداقل یک دایرۀ گسترده از دوستان خوب برای خود بوجود آورده اید. نگرانی های شما ممکن است قریب به یقین به نظر برسند، ولی شما می توانید با کنار آمدن با آنها، تقریبا به هر چیزی که در زندگی می خواهید دست یابید.
پاداش مضاعف: در حالی که مشغول شکار موضوعات مضطرب کننده در مغز خود هستید، به پرسش های مربوط به این موضوعات هم نگاهی بیندازید. اضطراب تقریبا همواره با پرسش هایی همراه است: به اگر و اما های زیادی وابسته اند و یا در آینده چی می شود یا اکنون چه خواهد شد؟! بیشتر پرسش ها لغزنده هستند و نبرد با آنها دشوار می باشد و همچنین پاسخ به آنها هم در بیشتر مواقع منفی است. در هنگام نگرانی زمانی که از خود پرسش می کنید، معمولاً با اگر شروع می شود، این پرسش را به یک بیانیه تبدیل کنید و آن را به چالش بکشید. برای نمونه؛ "اگر هواپیما سقوط کند، چه می شود؟" پاسخ به این پرسش بسیار سخت است زیرا یک فاجعه خواهد بود. این پرسش را به یک بیانیه تبدیل کنید، مانند؛ "هواپیما سقوط می کند" و سپس شانس های بعدی را در نظر بگیرید. حالا از خود بپرسید: "شانس سقوط هواپیما چقدر است؟"

ترجمه: فرشاد سجادی
منبع:
https://www.psychologytoday.com/blog/how-be-yourself/201606/2-ways-stop-worrying-and-overcome-anxiety

 

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه دروس روزانه دو راه برای توقف نگرانی و چیرگی بر اضطراب