خانه دروس روزانه داشتن قصد خوب، کافی نیست

داشتن قصد خوب، کافی نیست


آیا برای شما پیش آمده که هرچه سخت تر برای رسیدن به هدف خود تلاش کردید، کمتر به هدف تان رسیده باشید؟ به بیان دیگر هر یک قدمی که به جلو برداشتید، دو قدم به عقب رفته باشید؟ همان طور که از هرچه بترسیم برای مان پیش می آید، داشتن نیت خوب هم باعث می شود آنچه که اجبارا دوست داریم، غیر ممکن شود.
توجه زیاد به نتیجه و غافل شدن از فرایند باعث می شود اثربخشی از دست برود. تمرکز بر نتیجه منجر به افزایش اضطراب و برافروختگی می شود. هرچقدر که انتظارمان از چیزی بالاتر رود از عملکرد واقعی دورتر می شویم و نمی توانیم موفق شویم. ویکتور فرانکل این را «پارادوکس نیت» نام گذاشت. وقتی که هدف خاصی با اشتیاق زیاد مورد مشاهده قرار گیرد و ارتباط ان با سایر جنبه های مرتبط با آن مورد غفلت واقع شود، دانه ای کاشته می شود که محصول ناخوشایندی خواهد داشت. ما از معنا غافل می شویم؛ معنای دیگران و معنای فرایند.

وقتی که بیش از حد به فرصت ها خیره می شویم، به موفقیت بلند مدت خود آسیب می زنیم. و هنگامی که زمان می گذاریم و ارتباط های خود را تقویت می کنیم، پتانسیل موفقیت را افزیش می دهیم. در این صورت هر روز و لحظه به لحظه، منجر به موفقیت ما و دیگران می شود و موفقیت های هدفمند ما، قابل دسترس تر می گردد.
کمتر کسی است که طعم نا امیدی را در زندگی نچشیده باشد. در زندگی هرکدام ما شکست های زیادی وجود دارد. اما در همین شکست ها می توانیم معانی زیادی را بیابیم و با یافتن این معانی، شکست های ما، میراث مفیدی برجای می گذارد. وقتی شکست ها مفید واقع می شوند می توان بر آن چیره شد. به جای اینکه اجازه دهیم دلسردمان کنند، توانمندی مان را در عطوفت به خویش و فهمیدن، بالا می بریم.
معنا در ارزش قایل بودن برای لحظه ها، سپاسگزاری، هوشیاری و ارتباط، نهفته است. وقتی که هوشیاری ما بر گذشته یا آینده متمرکز است، ارتباط خود را بر زمان حال از دست میدهیم و اینکه کجا هستیم و دیگران کجا هستند و معنا کجاست را فراموش می کنیم. وقتی که زمان حال را ارزشی قایل نباشیم، یعنی برای فرایند ارزشی قایل نیستیم. وقتی که هم اکنون از معنای زندگی مان سپاسگزار نباشیم، نه به خودمان مفتخریم و نه به دیگران.
زندگی ما ملازم شده است با معنا؛ مهم نیست که ما چگونه موفقیت را اندازه گیری می کنیم. وقتی با تلاش به یک موفقیت حرفه ای می رسیم، احساس چنین موفقیتی، زودگذار است. به هدف رسیدید؛ خوب حالا که چی؟ ناگهان احساس غرق شدن و پوچی می کنید و متعجبانه دلیل آن را درک نمی کنیم. وقتی که معنای پایان کارمان را ندانیم، پایان کار ما در واقع آخر خط است.
وقتی بر ارزش های بنیادین مان استوار باشیم، شالوده معنا را می سازیم. وقتی با هوشیاری بر لحظه، کار و زندگی می کنیم به معنا وصل می شویم. وجود ما و وجود زندگی، معناست. در این صوت معنا منتظر می شود تا کشف شود حال شغل و حرفه ما هرچه باشد. وقتی که زندانی افکار خودمان نباشیم و علیه خودمان کار نکنیم، معنا را به کار و زندگی مان می آوریم.

مترجم: حمید همتی
منبع:
https://www.psychologytoday.com/blog/the-meaningful-life/201709/good-intentions-arent-enough

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه دروس روزانه داشتن قصد خوب، کافی نیست