خانه ویژه مدیران آیا شما یک رویاپرداز هستید یا یک پیرو؟

آیا شما یک رویاپرداز هستید یا یک پیرو؟


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_visionary_follower.jpgدرباره مفهوم چشم انداز، مبالغه گویی شده است. امروزه فشار طاقت فرسایی بر کارآفرینان یا هر یک از ما برای داشتن چشم انداز وارد می شود. حتی بعضی مواقع دوستان و آشنایان در این مورد از ما پرسش به عمل می آورند که رویای تو چیست؟ چه چشم اندازی در کارت داری؟ چه نوع دیدگاهی برای خود می خواهید بوجود آورید یا شاید مایلید که دنباله رو باشید؟ نمی توان گفت تمامی ما متفکر و رویاپرداز نیستیم یا همگی ما به دنبال تغییرات بزرگی در زندگی خود نیستیم. ولی شاید برخی از ما درکی از توانایی و قدرت بیان دیدگاه خود از طریق واژه ها را داشته باشیم تا دیگران بتوانند دنیایی که ما مایل هستیم بوجود آید، تصور کنند.

گاهی اوقات این موضوع تنها می تواند یک احساس باشد. بنا بر این یک استرس ناعادلانه و باری غیرمنصفانه بر تمامی ما برای مجبور شدن به رویا داشتن وارد می شود. ما فقط می خواهیم به سر کارمان برویم و خوشحال باشیم و احساس کنیم که کارمان ارزشمند است. ولی آیا چیزی بیش از این نیاز نداریم؟ باور بیشتر ما این است که باید چشم اندازی داشته باشیم و بدانیم به کدامین سو می رویم. نیازی هم نیست که همان جهتی باشد که ما می خواهیم. شاید به سویی برویم که دیگری تنظیم و برنامه ریزی کرده باشد. بنابراین بسیار حائز اهمیت است که رهبری برای خود بیابیم یا این که شرکتی پیدا کنیم تا کار در آن جا به تحقق رویایمان منجر شود. در دوران حقوق مدنی ممکن است برخی افراد توانایی بیان دقیق رویایی که تصور می کنند را نداشته باشند.
دکتر مارتین لوتر کینگ، متفکر و رویاپرداز بود و تصورات بسیار زیبایی در سر داشت. شاید برای بسیاری از ما بتواند رهبر ایده آلی باشد. شاید برای برخی از ما بهتر باشد از او دنباله روی کنیم. او رویایی داشت که به آن معتقد بود. رویاپرداز بودن یعنی همین! ما باید رویایی داشته باشیم که به آن ایمان داشته باشیم. ما باید وجه مشترکی پیدا کنیم که تصورات، چشم اندازها و رویاهایمان با آن، یکی و همسو شود. نیازی به اختراع و ابداع چیزی تازه نیست زیرا ما نباید همواره سرچشمه وجود موضوعی شویم. ما مسئولیم که فردی، شرکتی، یا نهادی برای دنباله روی بیابیم. شخص یا سازمانی که به سمت چشم اندازی گام بر می دارد که ما هم با خون و عرق و اشک متعهد انجام آن باشیم و به ساخت آن مبادرت ورزیم و کمک کنیم.
اگر چنانچه ما شور لازم را در سر خود نداریم، راه ایجاد آن شور، آغاز کردن سفر کشف خویش و انجام همه کارها توسط خودمان نیست بلکه راهش این است که کمک بخواهیم. تمامی نکته در اینجاست که ما در کنار یکدیگر، بهتر عمل می کنیم. این موضوع ما را به یاد یک طنز تلخ می اندازد؛ در تمامی کتابفروشی ها، کتب خودآموز و کمک به خود وجود دارد ولی کتابی در زمینه کمک به دیگران نخواهید یافت! در نهایت مهم نیست که چگونه شغل مورد علاقۀ خود را بیابیم یا چگونه کمتر هزینه ساز باشیم بلکه مهم چگونگی کمک به دیگران و عزیزانمان با داشتن یک سبک سالم زندگی است. جالب اینجاست؛ هنگامی که ما تمایل به کمک به دیگران داریم یا طلب کمک از دیگران می کنیم، بخودی خود و بدون اختیار به خودمان کمک می کنیم تا مشکلاتمان حل شود. جالب تر این است که جرات در کمک به دیگران باعث می شود که آنان نیز شجاعت و قدرتی در همین زمینه پیدا کنند و بوسیلۀ این روش ما به چیزهای هیجان انگیز بیشتری دست می یابیم.
مردم در بیشتر اوقات این پرسش را مطرح می کنند که چه نمونه خوبی برای رویاپرداز بودن وجود دارد. رویاپردازی یک موضوع اثیری و آسمانی نیست؛ در واقع چیزی است که در تصورات ما زندگی می کند. چشم انداز، رویا، تصور یا هر چیزی که شما مایلید آن را بنامید، و من (نویسنده مقاله، آقای سیمون سینک، نویسنده کتاب «با چرا آغاز کن») آن را «چرا» می نامم؛ اینکه چرا هر صبح از رختخواب بر می خیزیم؛ اینکه چرا سازمان ما وجوددارد.

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
http://bigthink.com/videos/simon-sinek-on-visionaries-and-followers

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه ویژه مدیران آیا شما یک رویاپرداز هستید یا یک پیرو؟