خانه بانک فکرافزار مقالات عقلانیت معنوی و معنویت عقلانی ده واقعیت در مورد آگاهی

ده واقعیت در مورد آگاهی


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_consciousness1.jpgبرای بسیاری از مردم، آگاهی تعاریف زیادی دارد و هرگز نمی توان برای آن یک تعریف از واقعیتی که دارد، یافت. با این حال چند مولفۀ واقعی وجود دارد که در تعریف آن به ما کمک می کند و به ما اجازه می دهد سطح ارزیابی خود را از آگاهی بالاتر ببریم.

قبل از خواند این مقاله، این موضوع دارای اهمیت ویژه ایست که درک کنیم هر فردی دارای یک سطح از آگاهی می باشد و هیچ سطحی خوب یا بد نیست. لیستی که در زیر مطالعه می فرمایید یک راهنمای یادگیریست که شما با هر سطح آگاهی، درسی از آن می آموزید:


یک- آگاهی بی شکل است، یک میدان نامرئی و نامحدود از ابعاد و پتانسیلی از انرژیست که بستر تمام وجود، مستقل از زمان، مکان و فضا که همه را شامل می شود و در همه جا موجودست.


دو- آگاهی شامل تمامی کل وجود و فراتر از محدودیت، ابعاد، زمان و یا ثبت تمام وقایع بدون توجه به ظاهر چیزهاست. درست مانند یک فکر زودگذر!


سه- آگاهی به ما اجازه می دهد که تمام وقایع را در داخل و خارج از زمان و مکان ثبت کنیم. این وقایع با توجه به ویژگی های منحصر بفرد ذاتی و همواره بدون توجه به زمان و مکان، قابل دسترسی می باشد و به میدان انرژی آگاهی بازمی گردد.


چهار- آگاهی بستر غیرقابل تقلیل ظرفیت انسان از طریق دانستن، تجربه کردن، درک و یا مشاهده می باشد که خود جوهر ظرفیت هوشیاری در انسانست.


پنج- آگاهی نشان دهندۀ یک میدان بی نهایت قوی و بالقوهست که از آن جهان هستی به عنوان یک تولید کنندۀ مستمر و متوالی آشکار می گردد.


شش- آگاهی به طور مستقل از توصیف انسان، همراه با جهان هستی و اساسا با آن یگانه و یکیست، تمامی میدان هایی درون هم که سطوح متغیر آن از ارتعاشات امواجی تشکیل می شود که جهان هستی را قابل مشاهده می سازد. همان طور که در فیزیک تشریح شده؛ امواج با فرکانس بالاتر از انرژِی ارتعاشی، دارای قدرت بیشتری نیز هستند.


هفت- آگاهی جهانیست. ارتعاش انرژی همه جانبه ای که توصیفی در همه جا حاضر می باشد و بنابراین، عالم مطلق و قدرتمندیست که همان قادر توانا و مطلق است. حضور میدان و زمینۀ آگاهی که توسط همۀ موجودات به عنوان آگاهی ذهنی از وجود خود شناخته شده است. پس، آگاهی از حضور خود همان آگاهی به عنوان بستری از وجود واقعیت ذهنی اولیه است که اساسا تمام شرایط ممکن تجارب انسانیست.


هشت- سطوح آگاهی فابل شناسایی به وسیلۀ استفاده از کیفیت سادۀ خودِ آگاهیست و عالم مطلق آگاهی به آنچه وجود داشته و موجب واقعیت وجودش شده، پاسخ می دهد و به رسمیت می شناسد. پس آگاهی مانند آینه ایست که به طور غیرشخصی واقعیات را بدون تغییر و تاثیرپذیری بازتاب می دهد. بنابراین آگاهی هیچ کاری انجام نمی دهد ولی مانند نیروی گرانش، فراهم آورندۀ چارچوب توان واقعی از بی شکلی به شکل و از بی تجربگی به تجربه است.


نه- آگاهی بخشی از زندگیست که قادر به تخریب نیست ولی تنها به وسیلۀ تغییر فرکانس های مختلف، مانند؛ تجارب انسانی، اثیری، معنوی و دیگر عرصه های انرژی که در طول زمان توصیف می شود، تعییر شکل می یابد.


ده- آگاهی به نمایندگی از سطوح مختلف ارتعاشات انرژی وجود دارد. مقیاس آگاهی می تواند از هماهنگی درونی و ارزش های عملی شکل گیرد. سنجش لگاریتمی آگاهی از شمارۀ یک تا هزار است. از شمارۀ یک به عنوان وجود زندگی خود شخص شروع می شود و به شمارۀ هزار که بالاترین سطح آگاهی که بشر توانسته بدست آورد، ادامه می یابد. این سنجش شامل تمامی محدوده های فرکانس های ممکن از آگاهی انسانست. چنین مقیاسی می تواند نشانگر آموزنده بودن و تمرین عملی یا تئوری ارزشمند عالی ای از درک و فهم انسان باشد.

 

 

این موضوع صرفاً یک نوع حضور در روند هوشیاریست. برای نخستین بار در سیاره زمین یک سنجش بزرگ از هوشیاری و بیداری به وجود آمده است. ولی چرا اکنون؟ زیرا که اگر امروز و حالا آگاهی انسان دگرگون نشود، ما خودمان و یا شاید این سیاره را نابود خواهیم ساخت. جنون خودخواهی جمعی که توسط علم و فن آوری تقویت شده، به سرعت در حال رشد به سوی فاجعه ای جبران ناپذیر برای گونه انسانیست. احتمالاً در حال حاضر توده ای به اندازه کافی بزرگ از مردم برای ساختن سیاره ای جدید وجود دارد پس این تحول و گسترش آگاهی، واقعاً در شرف وقوع است حتی اگر در گزارش اخبار شب تلویزیون پخش نشود. حال پرسش این است که آیا سرعت این گسترش آگاهی کافیست؟
در این جا یک جدول از سطوح متفاوت آگاهی که در مردم جریان دارد، به شما ارائه می گردد.

 

b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_Conscousness_scale.JPG

 

 

هر سطح از آگاهی، به وسیله رفتار و درک همزمان در مورد زندگی و خالق قابل تعیین است. هر سطح نشان دهنده میدان جذب مربوطه از نیروهای متفاوتی است که فراتر از واقعیات سه بعدی ما وجود دارد. در درونِ هر سطح آگاهی، یک نقطه بحرانی موجودست که جنبه گرویدن یا به دنبال کشیده شدن به آن سطح را برای شخص به همراه دارد.
شماره های موجود در سنجش نشان دهنده اندازه لگاریتمی هر سطح از آگاهی انسان و سطح مربوط به واقعیات آنست. اندازه لگاریتمی، فرکانس ارتعاشی قابل اندازه گیری در این سنجش است که با نیروی یک دهم افزایش می یابد. این شماره ها قراردادیست و اهمیت آن در ارتباط یک شماره یا یک سطح با سطح دیگرست. برای نمونه؛ مقیاس دکتر هاوکینز از یک تا هزار است که مقیاس مشابهی برای ابداع یک تا ده می باشد یا همان جایی که شماره دو شجاعت و شماره پنج می تواند عشق باشد.
دکتر هاوکینز به دو مانع بزرگ رشد معنوی که به نظر می رسد در سطوح 200 و 500 وجود دارد اشاره می کند. سطح دویست یا مرحله شجاعت، نشان دهنده تغییر عمیق از رفتار مخرب و مضر به ترویج بهبود زندگی است. هر چیزی زیر سطح 200 با استفاده از دانش تشریح حرکات بدنی انسان و علم حرکت شناسی، باعث تضیعف انسان می شود. در حال حاضر تقریباً 78% از جمعیت دنیا در زیر این سطح مهم از آگاهی به سر می برند. ظرفیت مخرب این اکثریت می توانست، بدون موازنه 22% باقیمانده که دارای سطح آگاهی بالاتر از 200 هستند، باعث نابودی بشر شود. بخاطر این که سنجش آگاهی لگاریتمی است، هر نقطه افزایشی نیز نشان دهنده یک گام بزرگ در جهت نیرومندتر شدن آگاهسیت. بدین ترتیب، هر شخصی که دارای اندازه آگاهی 600 باشد معادل ده میلیون نفر زیر سطح 200 سنجیده می شود.
مانع بزرگ دوم سطح 500 است؛ عشق. عشق با این درک و نه با برداشت عاطفی آن، روشی برای موجودیت در جهان هستی است. به گفته دکتر هاوکینز دلیل این که رسیدن به سطح عشق بسیار دشوار می باشد این است که نفس ما در بعد فیزیکی خود، به جای بعد معنویش، ریشه بسیار عمقی دوانده. سطح 400 نشان دهنده عقل، هدایت شدن خطی در شکل جهان مکانیکی است. جامعه مدرن بشری شامل پیشرفت در سطوح مختلف دانش، پزشکی، سیاست و غیره است. جالب است بدانیم که بالاترین رده بندی نبوغ و تفکر از جمله؛ اینشتین، فروید، نیوتن، ارسطو و غیره، همگی در حدود درجه بندی 499 بوده اند. سطح آگاهی 500 نشان دهنده مانعی بسیار دشوارست به طوری که تنها چهاردرصد از جمعیت جهان در مقیاس 500 می توانند سنجیده شوند. این سطح نشان دهنده یک تغییر از دامنه خطی یا قابل اثبات در فیزیک کلاسیک یا فیزیک نیوتن به سوی غیرخطی، بی شکل، عالم روحانی و معنویت است.
این موضوع بسیار حائز اهمیت است که بدانیم هیچ سطحی برتر از سطح دیگر نیست. هیچ تضادی بین این سطوح وجود ندارد. نقشه درجه بندی سطوح آگاهی، درجه ای از چگونگی نگرش و تجربه واقعیات، وجود خالق و سطح عشق ورزیست. سطح 500 یا عشق برتر از سطح 400 یا دلیل نیست بلکه به سادگی نشان دهنده درجه بندی دیگری (سطح بالاتری از حقیقت یابی) در یک مقیاس رشدِ بی نهایت و نامحدودست.
سطح آگاهی هر شخص نسبتاً در طول عمرش متعادل باقی می ماند. احساسات فردی، مانند وزش باد، می آیند و می روند ولی درجه بندی سطح آگاهی شخص توسط یک میدان انرژی در حوزه غیرخطی که به طور کلی متزلزل نیست، اداره می شود. در طول عمر یک انسان، سطح آگاهی متوسط فردیش در حدود پنج مرحله تغییر می کند. این موضوع یک نتیجه گیری آماری نیست بلکه کشفی است که دکتر هاوکینز توسط علم حرکت شناسی بدان نائل شده است. با این حال برای هر شخصی، مانند یک طالب معنوی، ممکن است که سطح آگاهی در واحد یک طول عمر، صدها مرحله جهش به بالا یا نزول به پایین داشته باشد.

 

 

 

ترجمه و برداشت: فرشاد سجادی
منبع:
http://preventdisease.com/news/14/090814_10-Facts-About-Consciousness.shtml

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات عقلانیت معنوی و معنویت عقلانی ده واقعیت در مورد آگاهی