خانه بانک فکرافزار مقالات عقلانیت معنوی و معنویت عقلانی علم عصب شناختی و مراقبه؛ چگونه ذهن خود را جذاب کنیم

علم عصب شناختی و مراقبه؛ چگونه ذهن خود را جذاب کنیم


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_neuroscience_meditation.jpgمراقبه همانند یک هوس که هر از گاهی به ذهن انسان خطور می کند، نیست. پژوهش های علمی نشان می دهد که مراقبه به شما کمک می کند تا سالم تر، شادتر و حتی دارای روابط بهتری باشید.
برنامۀ کاهش استرس مبتنی بر آگاهی ذهن (ام. بی. اس. آر)، یک تمرین تمرکز حواس کهن است که سلامتی را در وضعیت های متفاوت بیماری، از درد مزمن کمر تا پیوریازیس (صدفک یا داءالصدف بیماری پوستی مزمن)، به انسان باز می گرداند. دکتر «جون کابات زین» پزشک بازنشسته و مدیر کلینیک و مرکز آگاهی ذهن در دانشکدۀ علوم پزشکی دانشگاه ماساچوست و همکارانش از جمله دکتر «ریچارد دیویدسون» از دانشگاه ویسکانسین، در نهایت موفق به ثابت کردن این موضوع شدند که آموزش برنامۀ کاهش استرس مبنتی بر آگاهی ذهن می تواند کمک به کاهش حالت های ناخوشایند ذهنی مانند دردهای جسمی و ناراحتی های روانی و یا کمک به بهبود عملکرد سیستم ایمنی بدن کند. مراقبه همچنین می تواند به بهبود و پرورش روابط بین افراد، با بوجود آوردن یک حس کلی آرامش به انسان، سرعت بخشد.

ویلیام جیمز یکی از پدران علم مدرن روانشناسی روزی این جمله را بیان کرد: مراقبه، سخنان جادویی در تقابل با روانشناسی نیست بلکه در واقع، خودِ روانشناسی است.
روزی در اوایل سال های 1900، جیمز که مشغول سخنرانی در دانشگاه هاروارد بود در حالی که نگاهش در میان مخاطبین به یک راهب بودایی از سری لانکا افتاد، به طور ناگهانی نطق خود را متوقف کرد و به وی گفت: "به روی صندلی من بنشین! شما مجهز به ابزار بهتری برای سخنرانی در مورد روانشناسی نسبت به من هستید. این همان روانشناسی است که بیست و پنج سال بعد از این، همه بدنبال تحصیل و فراگیری آن خواهند بود."
در هفتۀ گذشته من (نویسنده) مقاله ای در مورد تمرکز حواس و علم عصب شناختی نوشتم. به طور خلاصه و ساده داستان از این قرار بود: بخش سمت راست مغزهمه چیز را به معنای واقعی کلمه می بیند. بخش سمت چپ به تفسیر داده ها مشغول می شود و از آن داستانسرایی می کند.
گاهی اوقات، بخش سمت چپ همه چیز را بهم می ریزد و به ناچار داستان هایش هیچگاه هماهنگ و دقیق نیستند. به قول قدیمی ها: "مسائلش با هم جور در نمی آید!" هنگامی که شما بیش از حد از بخش چپ مغز خود کمک بگیرید و از بخش سمت راستی به اندازۀ کافی استفاده نکنید، احساسات و عواطف منفی را بیش از حد تجربه خواهید کرد. زیرا بخش بزرگی از تمرکز حواس شما به کنترل بخش سمت چپ مغزتان مشغول می شود.
ولی ارتباط این موضوع با مراقبه چیست؟ چهارزانو نشستن و تمرکز به روی تنفس چه ربطی به بخش سمت چپ مغز و خوشبختی جاودانۀ شما دارد؟
پرسش اصلی این است که چگونه باید به درستی مراقبه کرد؟ شاید شما تلاش کرده اید، ولی تنها یک چرت غیره منتظره زدید و یا به طرز وحشتناکی بی حوصله شده اید و یا احساس کرده اید که مغزتان سر و صدای بیش از حدی دارد.
اجازه دهید به صورت علمی گفتگو کنیم و زبان سحر و جادو را از این موضوع جدا سازیم. بگذارید موضوع را هر چه عمیق تر مورد بررسی قرار دهیم و بفهمیم که کارآیی، چرایی و چگونگی مدیتیشن واقعی چیست.
زمان آن فرارسیده که تفکر خود را متوقف سازید...

مراقبه چیست؟
یک راه سریع برای درک این موضوع از دیدگاه علم عصب شناختی، "تمرین توجه" است. (چیزی که شاید در همگی ما رو به زوال باشد!)
چه ارتباطی میان توجه و شادی، رهایی از استرس و سایر چیزهایی که مراقبه برایمان به ارمغان می آورد، وجود دارد؟
«پل دولان» در مدرسۀ اقتصاد لندن و محقق مهمان در دانشگاه پرینستون، جایی که او با برندۀ جایزۀ نوبل «دانیل کانمان» همکاری می کرد، تدریس می کند. وی در این مورد می گوید: "شادی شما به چگونگی توجهتان نسبت به امور بستگی دارد. آنچه توجه شما را جلب می نماید، تعیین کنندۀ رفتار و شادی در شماست. توجه نوعی چسب است که تمامی جنبه های زندگی شما را به یکدیگر پیوند می دهد... کمبود منابع توجه بدین معنا خواهد بود که شما باید برای تصمیم گیری بهتر، توان و نیروی بیشتری در مورد آنچه توجهتان را جلب می کند و راه های تسهیل آن داشته باشید."
استاد دانشگاه هاروارد «دانیل گیلبرت»، نویسندۀ کتاب افتادن به روی شادی، پژوهشی انجام داد که نشان می دهد؛ "یک ذهن پریشان، شاد نیست." ما مایل به تمرکز بر آنچه بخش سمت راست مغز به ما می گوید و دریافت رایگان از تفسیر بی پایان و مشوش سمت چپ مغزمان، هستیم.
هنگامی که بخش سمت چپ مغز مشغول به نشخوار افکار می شود، به احتمال بسیار زیاد به شما داستان های منفی تغذیه می کند. شما هنگامی شادتر می شوید که توجه خود را به اطلاعات بخش سمت راست مغز، که متمرکزتر است، جلب کنید. این همان چیزی است که در مورد آن بسیار شنیده و خوانده ایم؛ "اینجا و اکنون یا بودن در لحظۀ حال"!
بنا بر این بهبود توجه شما برای بخش سمت چپ مغزتان، مانند سگی است که برای اطاعت کردن باید آموزش ببیند. هنگامی که توجه شما به بخش سمت راست مغز و داده های آن جلب می شود؛ تلاش و تمرین می کنید که از قید بخش سمت چپ رها شوید و در نتیجه استرس، نگرانی و خشم کمتری گریبان شما را می گیرد.
آیا مدیتیشن قدرت کافی برای غلبه بر انتقاد و شلوغی ذهن شما دارد؟ بلی؛ در واقع مراقبه حتی قادر به بهبود مهارت های توجه در افراد مبتلا به اختلال کم توجهی و فعالیت بیش از حد است.
در دانشگاه کالیفرنیا، مرکز تحقیقات آگاهی، ما به تازگی دست به یک مطالعۀ آزمایشی برای مدت هشت هفته زدیم که آموزش مدیتیشن را به افراد بزرگسال و نوجوانان با شرایط لودژنتیکی مانند؛ اختلال عدم توجه و فعالیت بیش حد، می آموزیم. این آموزش باعث کاهش قابل توجهی از سطح حواس پرتی و ضربان قلب ایشان شد.
پس بنا بر این مراقبه به شما کمک می کند که به روی چیزهای خوب تمرکز کنید و از موضوعات بد دوری جویید و رها شوید، در نتیجه شما شادتر و دارای استرس کمتری خواهید شد. حال پرسش این است؛ چگونه باید به درستی مراقبه کرد؟

چگونه مراقبه کنیم؟
توجه خود را به روی تنفستان متمرکز کنید. ذهن شما متعجب خواهد شد. توجه خود را مجدداً به روی تنفس خود تنظیم کنید و این کار را به صورت مکرر انجام دهید...
خودش است! همین است! تنها کاری که باید انجام دهید همین است. در ادامه، علم عصب شناختی توضیح می دهد که چه رخدادهایی در بدن و مغز ما هنگامی که مراقبه می کنیم، روی می دهد.
اگر تمرین تمرکز حواس ما همراه با سر و صدای بخش سمت چپ مغزمان باشد، می توان این طور تفسیر کرد که در این حال یک رقابت عصبی اساسی بین بخش سمت راست (عواطف) و بخش سمت چپ (افکار و کلمات) برای محدود کردن کانون توجه وجود دارد. تغییر آگاهی به تمرکز روی بدن ممکن است یک تغییر کاربردی به دور از واقعیت های مفهومی از طریق غیرکلامی نسبت به تصاویر و اجسام که در نیمکرۀ سمت راست مغز احساس می شود، باشد.
به عبارت ساده تر می توان اینطور گفت؛ هر چه شما بیشتر تلاش کنید تا بخش سمت راست مغزتان را به اطاعت برای انجام تنفس وادار سازید، توجه کمتری به بخش سمت چپ برای تفسیر و ارزیابی داستان های سمت چپ خواهید داشت.
در این حال شما مشغول ایجاد یک دگمه هستید که با فشار به روی آن انتقادات و نشخوار افکار بخش سمت چپ کاهش می یابد.
توجه داشته باشید که پیشرفت در این زمینه به آهستگی انجام می پذیرد. سمت چپ دوباره به صحبت و شلوغکاری مشغول خواهد شد و شما نیاز به بازگشت توجه به روی تنفستان دارید. بارها و بارها این موضوع اتفاق خواهد افتاد، به نظر شما اتلاف وقت است ؟ خیر، در اینجاست که پدر علم روانشناسی مدرن ویلیام جیمز وارد می شود...
قدرت ذهنی به صورت داوطلبانه، سرگردانی را دوباره به شما بازمی گرداند که ریشۀ بسیار قوی در قضاوت، شخصیت و اراده شما دارد. آموزشی که این قدرت ذهنی را بهبود می بخشد، به رشد و برتری معنوی خواهد انجامید.

بخش سمت چپ به نبرد ادامه می دهد
شما تلاش می کنید به روی تنفس خود تمرکز کنید ولی بخش سمت چپ مغزتان، شما را از این موضوع بوسیلۀ کوبیدن به طبل گوش میانی باز می دارد زیرا نمی خواهد صدایش خفه شود!
حتی بدون هیچگونه ورودی به جز تنفس شما، این بخش هنوز چیزی برای گفتگو پیدا می کند. او از ایده ای به ایدۀ دیگر می پرد ولی شما سعی کنید تا به او توجهی ننمایید.
در این مرحله است که بیشتر مردم دست از مراقبه می کشند. شما باید قوی باشید و به مراقبه ادامه دهید. این کار به جنون بالینی شما نخواهد انجامید. بودایی ها این مشکل را از هزاران سال پیش می شناسند و آن را «ذهن میمون» می نامند.
میمون استعاری، مانند یک ذهن توسعه نیافته، همیشه در حال جنب و جوش و پریدن از یک شاخه برای جلب رضایش به شاخۀ دیگر است، از یک فکر به فکری دیگر! ذهن میمون چیزی است که افراد برای شروع مدیتیشن به درک و فهم فوری آن به عنوان ماهیت بی قرار روان خود و پچ پچ ها و نشخوار عمدتاً غیرمفید افکارشان، نیازمند به شناخت آن هستند.
بیاد داشته باشید که بخش سمت چپ مغز شما، شما نیستید. او صرفاً به بخشی از شما تعلق دارد که وظایفی مانند؛ضربان قلب و تولید افکار، به او واگذار شده است. این افکار که بسیار مهم هم به نظر می رسند، در صورت عدم توجه شما، محو خواهند شد. هنگامی که افکار بد به شما حمله ور می شوند، عواطف بد هم بدنبال آنها خواهند آمد. این موضوع بسیار حائز اهمیت است که شما می توانید با عدم توجه به آنها، اجازه دهید که آنها به راحتی از شما دور شوند.

مبارزه نکنید. برچسب بزنید!
«رونالد سیگل» استاد روانشناسی دانشکدۀ پزشکی دانشگاه هاروارد در این مورد می نویسد: "هر چه بیشتر مبارزه کنید، بیشتر ادامه می یابد!" بحث با بخش سمت چپ مغز تنها او را به گفتگوی بیشتر وا می دارد. شما نمی توانید او را به زور مجبور به سکوت کنید. روش برچسب زدن به افکار یا نامگذاری آنها با نادیده گرفتنشان در مورد نگرانی ها، مانند نوشتن کاری به روی فهرست کارهایی که باید انجام بشوند انجام می گیرد. شما همواره می توانید برخی از کارها را نادیده انگارید یا انجامشان را به دست آینده بسپارید.
از دیدگاه علم عصب شناختی، این روش باعث می شود که بخش سمت چپ مغز تعدیل یا به عبارتی دیگر، به حال خود واگذار شود. هر گاه در حال مراقبه، فکری به ذهن شما خطور کرد به آن توجه نکنید و به روی تنفس خود بازگردید.
در یک مطالعه اف ام آر آی، با عنوان "نامیدن عواطف با کلمات"، شرکت کنندگان عکس هایی از مردم با نشان دادن عواطف آنها در صورتشان دیدند. همان طور که قابل پیش بینی بود، آمیگدال هر شرکت کننده با دیدن تصاویر فعال می شد. ولی هنگامی که از آنان خواسته شد تا عواطف را نامگذاری کنند، قشر جلویی مغز آنان فعال گشت و واکنش آمیگدال عاطفی کاهش یافت. به عبارت دیگر؛ تشخیص آگاهانۀ عواطف باعث تاثیر کاهش آن در ببیننده می گردد.
در واقع، برچسب زدن به روی مغز تاثیرگذار است و همچنین به همین نحو به روی افراد نیز کارآیی دارد. برچسب زدن بر عواطف، یکی از ابزارهای اصلی استفاده شده توسط اف بی آی برای مذاکره و آرام کردن افراد شرور است.

مهارت های مراقبه + زندگی = آگاهی ذهن
دکتر «دانیل سیگل»، استاد دانشکدۀ پزشکی دانشگاه کالیفرنیا می گوید هنگامی که شما به تمرین مراقبه به طور مدام در هر روز مشغولید، در واقع این موضوع به یک خصوصیت شخصیتی شما تبدیل می شود. شما به تدریج شروع به تمرکز به روی توجهتان می کنید و این امر در طول زندگی روزانۀ شما سبب می شود تا به بخش سمت چپ مغزتان برچسب بخورد یا به عبارت دیگر در هنگام لزوم، آن را نادیده تصور کنید.
برای نمونه شما می توانید در هنگامی که در ترافیک مستاصل هستید، به تمرین تنفس و مراقبه رجوع کنید، چنین فرآیندهایی باعث تسریع و در نتیجه پیشرفت در مراقبه برای شما می شود. هر گاه بخش سمت چپ مغز شما شروع به گریه و زاری کرد که چرا باید همیشه این امر برای ما اتفاق بیافتد، شما می توانید برچسب "ناامیدی" بر آن بزنید و بدین ترتیب از آن همراه با آرامش گذر کنید. این مورد باعث می شود که آمیگدال شما آرام و خنک شود و کار را به قشر جلویی مغزتان واگذار نماید.
خلاصه

چگونه باید مراقبه کرد
راحت باشید ولی نه چندان که به خواب روید. وقت چرت زدن نیست!
به روی تنفس خود تمرکز کنید. فکر کردن به روی چگونگی تنفس شما باعث تمرکزتان به روی آن می شود.
هنگامی که بخش سمت چپ مغز شما داستانسرایی می کند، آن را نادیده بگیرید و بر روی افکارتان برچسب بزنید.
به چگونگی و تمرکز به روی تنفستان بازگردید، دوباره و دوباره... هماهنگی مهم تر از زمان است. انجام دو دقیقه مراقبۀ صحیح در روز به زودی به یک ساعت در روز در ماه آینده تبدیل خواهد شد.
چه چیزی ما را شادتر از هر چیز دیگری می کند؟ پژوهش های علمی به روشنی ثابت کرده اند که پاسخ به این پرسش در روابط ما نهفته است.
پیروزی در مبارزه با بخش سمت چپ مغز یک امر درونی است. تمامی آن به شما باز می گردد. این امر به معنای این نیست که مراقبه و تمرکز حواس، یک موضوع ناامید کننده و خودخواهانه باشد. یکی از بزرگ ترین شکایات کسانی که خود را دوست و عزیز ما، بویژه در عصر تلفن های هوشمند، می نامند این است که به آنان توجه کافی نمی کنیم.
در اینجاست که مراقبه و توجه معنای دقیق خود را روشن می سازد. شما می توانید توجهی که واقعا شایستگی آن را دارند به ایشان ارمغان دهید. هنگامی که لزومی به صرف وقت بیشتر برای شنیدن روده درازی های موجود در سرتان نیست، شما می توانید به امور عزیزانتان توجه جدی و بیشتری کنید.
دکتر سیگل توضیح می دهد کسانی که مهارت های توجه و قدرت مراقبه دارند می توانند روابط با عزیزانشان را به بهترین نحو ممکن بهبود بخشند زیرا توانایی همدردی و همدلی با دیگران را دارند.
پس صرف زمان کوتاهی برای تمرکز به روی تنفستان در هر روز می تواند سر و صدای درون سر شما را با عشق جایگزین سازد.

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
http://www.bakadesuyo.com/2016/09/how-to-meditate/

 

 

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

ع-د
+1 #2 ع-د 1396-06-22 13:17
سلام
من یکبار در حال تلقین و تصویرسازی بودم که ضمیر ناخودآگاه را تحت تاثیر قرار بدهم که یکمرتبه صدایی در درونم بلند شد و برعکس آنچه را بخود تلقین میکردم بمن میگفت یعنی آنچه را تلقین میکردم انکار میکرد.
چه دلیلی میتواند داشته باشد. ممنون اگر راهنمایی بفرمایید.
نقل قول کردن
سایه
+1 #1 سایه 1395-11-06 08:50
درود
از مطالب خیلی خوب و مفیدتون ممنوم.من خودم جزو کسانی هستم که به بخش چپ مغزم ناخودآگاه بیشتر اهمیت میدم و به تازگی ضربه روحی شدیدی هم از این بابت خوردم.میخوام بدونم این مطالب برگرفته از کتابی است که بتوانم آن را تهیه کنم یا خیر؟ اگر ممکن است بهترین کتاب در مورد مدیتیشن و مراقبه را به من معرفی کنید تا انشااله بتونم قسمت چپ مغرم را آروم کنم و استفاده بهتر و بیشتری از نیم کره سمت راست مغزم که بهترین آفرینش خداست داشته باشم.سپاس
نقل قول کردن
خانه بانک فکرافزار مقالات عقلانیت معنوی و معنویت عقلانی علم عصب شناختی و مراقبه؛ چگونه ذهن خود را جذاب کنیم