خانه بانک فکرافزار مقالات بیولوژی مغز آگاهی یک محصول جانبی آنتروپی است

آگاهی یک محصول جانبی آنتروپی است


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_entropy_consciousness.jpgبر اساس قانون دوم ترمودینامیک که یکی از قواعد کلی جهان فیزیک است، همه چیز با یک ذره از بی نظمی ترکیب شده و آن ذره در نهایت، تا هنگامی که غرق در کل سیستم نشود، رشد خواهد کرد. اتومبیل شما در نهایت خراب خواهد شد، منزل شما در نهایت از بین می رود و خورشید تا زمان مرگش رشد می کند. تمامی جهان هستی از یک نوع مرگ گرمایشی رنج می برد و شما نیز جزیی از این واقعیت هستید. برخی از اشیاء دارای آنتروپی (بی نظمی در یک سیستم) پایین تری هستند، مانند خورشید که مرگ نهاییش در حدود پنج میلیارد سال آینده آغاز خواهد شد. در مقایسه با خورشید، زندگی یک انسان حدود هفت یا هشت دهه طول می کشد و دارای میزان بالاتری از آنتروپی است که به شرایط سلامتی و شیوۀ زندگی و جنسیت او بستگی دارد.

سیستم ها به طور طبیعی دارای آنتروپی کم و یا بالایی در حرکت هستند. بنا بر این همه چیز در یک حالت ثابت پوسیدگی است و تنها کمیت است که تغییر می کند. حال ارتباط این موضوع با آگاهی انسان در چه چیزی می تواند باشد؟ مغز ما ممکن است برای به حداکثر رساند اطلاعات پیرامون ما، به منظور شناخت تهدیدات و فرصت ها و همچنین افزایش شانس برای زنده ماندمان، رشد کند و توسعه یابد. البته این مزیت تکاملی ممکن است در نهایت همراه با هزینۀ بالایی برای کمیت زیاد آنتروپی باشد.
به تازگی دانشمندان بخش هایی از مغز را یافته اند که احتمالا شکل دهندۀ یک مدار به منظور فراهم کردن آگاهی است. یک گروه از دانشمندان فرانسوی و کانادایی اعتقاد دارند که آگاهی ممکن است در پاسخ به آنتروپی بوجود آمده باشد. مغز ما درست مانند هر سیستم دیگری باید تا پایان کار، بر موانع غلبه کند. این دانشمندان استدلال می کنند که آگاهی محصول جانبی این روند است.
حال چگونه می تواند دانست که آگاهی محصول جانبی آنتروپی است؟ یک راه این است که به بررسی چگونگی عملکرد مغز انسان و انتخاب الگوهای آن پرداخت. دانشمندان دانشگاه تورنتو و دانشگاه دکارت پاریس یک نظریۀ احتمالی به منظور بررسی مدل های آماری شبکه های عصبی پیشنهاد داده اند. این روش در تعیین ویژگی های ترمودینامیکی و آنتروپی سیستم های دیگر بخوبی کار کرده است.
نه داوطلب در این آزمایش شرکت کردند که هفت نفر از آنها دارای بیماری صرع بودند. آنچه پژوهشگران می خواستند بدانند این بود که سلول های عصبی چگونه خود را با الگوهای داده شده هماهنگ می کنند و اگر این سلول ها به یکدیگر واکنش نشان دهند، توقف تدریجی در داخل و خارج الگوهای هماهنگ چگونه اتفاق می افتد. دو مجموعه از داده ها با یکدیگر مقایسه شد. نخست الگوهای داده شده در هنگام خواب و سپس در هنگام بیداری شرکت کنندگان بررسی شد. در مرحلۀ بعدی، پژوهشگران الگوها را در میان پنج تن از شرکت کنندگانی در حال تشنج بودند بررسی کردند. آنها این مقایسه را با اطلاعات بدست آمده در طول حالت بیداری و معمولی انجام دادند.
در گزارش نوشته شده توسط این دانشمندان نوشته شده است :"ما به نتیجه ای ساده و عین حال شگفت انگیز رسیدیم. حالات بیداری معمولی توسط بیشترین تعداد تنظیمات ممکن در تعامل میان شبکه های مغز مشخص می شود که معرف بالاترین مقدار آنتروپی است." در این نگرش آگاهی با توجه به پیوند و اتصال میان سلول های عصبی به خودی خود اتفاق نمی افتد. این آزمایش نشان داد که سلول های عصبی ویژه ای در مغز می توانند از راه های متفاوت بسیار، با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این دانشمندان معتقدند که در تبادل اطلاعات میان سلول های عصبی، با توجه به حضور آنتروپی بالا، آگاهی به عنوان یک "ویژگی مبرم" بوجود می آید که این موضوع به بهبود بقا کمک می کند ولی منجر به افزایش آنتروپی می شود.
این مطالعات هر چند پیشگامانه، ولی خالی از اشکال هم نبود. بزرگترین مشکل، تعداد کم شرکت کنندگان در آن بود. ما در این مورد به مطالعات بسیار وسیع تری به منظور بررسی معمولی بودن این الگوها نیاز داریم. یک ایراد دیگر این مطالعات این است که در حالات بیشتر بیداری، مانند؛ نیمه خواب بودن، مراقبه، حالات پس از توهم یا بیهوشی، انجام نگرفت. تغییرات حالت آنتروپی در زمان خیالبافی و فراموشکاری در برابر تمرکز چیست؟ از اینجا ما به این پرسش برخورد می کنیم؛ آیا سطوح متفاوت آگاهی با سطوح متفاوت آنتروپی مطابقت دارد؟ آزمایشات بعدی می باید شامل تعداد بیشتر شرکت کننده و همچنین اندازه گیری مغز در حالاتی که داوطلب تلاش می کند تا تفاوت میان دو نت موسیقی یا جهت یابی در دالان های پیچ در پیچ را بیابید باشد.
نتایج حاصل از این پژوهش ها ممکن است به ما کمک کند تا آگاهی را به صورت واقعی و بهتری بتوانیم تعیین کنیم، پرسشی که متفکرین بزرگ برای هزاران سال در پی یافتن پاسخ آن هستند. این مطالعه همچنین ممکن است ما را به درک بهتر چگونگی کار آگاهی و ویژگی های آن برساند. علاوه بر بررسی افراد در حالات متفاوت، این تیم تحقیقاتی نیاز به اندازه گیری دقیق مناطق مختلف مغز به منظور تعیین وضعیت ترمودینامیکی هر حالت دارد. بدین ترتیب، آنها می توانند نوع آنتروپی در شرف وقوع را، در صورت وجود، اندازه گیری کنند.
این یک نظریۀ تازه و هیجان انگیز است که در صورت اثبات، می تواند چهرۀ فیزیک، عصب شناسی، روانشناسی و بسیاری از زمینه های دیگر را تغییر دهد. این نظریه همچنین به ما یادآوری می کند که ما ساخته شده از ذرات ستارگان، همان ذراتی که مابقی جهان هستی از آن ساخته شده و تحت همان قوانین به عنوان هر شکل دیگری از ماده، هستیم.

ترجمه: فرشد سجادی
منبع:
http://bigthink.com/philip-perry/new-theory-suggests-that-consciousness-is-nothing-more-than-a-byproduct-of-entropy

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات بیولوژی مغز آگاهی یک محصول جانبی آنتروپی است