خانه بانک فکرافزار مقالات بیولوژی مغز رابطه آگاهی و الگوهای دینامیک مغز

رابطه آگاهی و الگوهای دینامیک مغز


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_brain_pattern.jpgمسایل مرتبط با یافتن ریشه تجربۀ آگاهی، به طور معمول به دو دستۀ کلی تقسیم بندی می شود: مسائل ساده و مسائل پیچیده. مسائل ساده به اقدامات مختلف الکتریکی یا شیمیایی عملکرد مغز در حالات متفاوت ذهنی توجه دارد. این اقدامات ارتباط آگاهانه و یا اثرات آگاهی نامگذاری شده و با روش های متفاوت تصویربرداری از مغز و بررسی شرایط روانی بیماران مبتلا به آسیب های مغزی قابل مشاهده است. در مقابل، مسائل پیچیده به خود وجود پدیدۀ شگفت انگیز آگاهی توجه دارد. بسیاری از دانشمندان، مسائل پیچیده را به هیچ عنوان یک مسئله علمی در نظر نمی گیرند و آن را به فیلسوفان واگذار می کنند.

تقریباً همگی بر این موضوع توافق دارند که مساائل ساده به سادگی و توسط روش های علمی قابل مشاهده و حل است ولی نگرش به مسائل در این دامنه مورد بحث و بررسی قرار می گیرد: 1) مسائل پیچیده وجود ندارد. «ذهن» نام سادۀ دیگری برای فرایندهای مغزی است که ازقوانین فیزیکی تبعیت می کند. پایان داستان! (این برخورد با برچسب متریالیسم، یکی از شش دستۀ توصیف شده توسط فیلسوف «دیوید چالمرز» است). 2) بله، مسئله ای وجود دارد ولی نباید آن را پذیرفت. چنین بحثی ما را تنها به «تفکر عرفانی» فراعلمی تشویق می کند. 3) بله، مسائل پیچیده وجود دارد ولی علم امروزی توان کافی برای مقابله با آن را ندارد. 4) مسائل پیچیده خیلی سخت است ولی شاید با پرداختن به «مسائل ساده» با روش های علمی بتوانیم قدم های کوچکی برای فهم «مسائل پیچیده» برداریم. سپس می توانیم اطلاعات کسب شده از «مسائل ساده» را برای دلالت «مسائل پیچیده» به کار گیریم.
شاید در مقالات بعدی به مواضع فلسفی در این مورد نگاه عمیق تری کنیم ولی این مقاله به روی الگوهای ذهن تمرکز دارد؛ چیزی که به اصطلاح اثرات آگاهی نامیده می شود و تا حدودی با تصویربرداری از مغز و دیگر روش های علمی می تواند نشان داده شود. این نوع رویکرد به طور کامل با تمامی چهار نگرش ذکر شده در بالا سازگار است. در این مقاله نویسنده برچسب «الگوی مغز» را انتخاب کرده که در مفهومی گسترده، دلالت دارد بر خواص پویای (همواره در حال تغییر) الکتریکی، شیمیایی و یا دیگر حالات بافت مغز؛ همان گونه که به طور مشابه در الگوهای آب و هوای زمین یافت می شود. این الگوهای مغزی، جنبه های مهم حالات ذهنی ما را نشان می دهد. فیزیکدانان در بیشتر مواقع چنین الگوهای پویایی را «میدان» یا «حوزه» می نامند. همان طور که همواره شنیده ایم؛ دانشمندان از میدان های درجه حرارت، میدان های الکترومغناطیسی، میدان های گرانشی، و انواع گوناگون حوزه های اطلاعاتی، حوزۀ جمعیت انسانی، حوزۀ فعالیت های مغزی و بسیاری حوزه ها یا میدان های دیگر سخن می گویند.
مقیاس توصیفی مفهوم الگوی فضایی مغزی را می توان به خوبی با استعاره نقشه های حرارتی که به صورت متداول در خبرهای پیش بینی شرایط جوی نشان داده می شود، نشان داد. داده های علمی مانند درجه حرارت بوسیلۀ یک تحلیل مکانی و زمانی بسیار محدود ثبت می شود.
تصویر فراکتال همراه، (بَرخال یا فراکتال یک ساختار هندسی است که با بزرگ کردن هر بخش از این ساختار به نسبت معین، همان ساختار نخستین به دست می آید) اهمیت مقیاس مکانی را در هنگام توصیف الگوها، نقشه ها و یا میادین نشان می دهد. آگاهی تنها هنگامی رخ می دهد که الگوهای مغزی انواع ویژه ای از تغییرات در طول زمان را ثبت کنند. برای نمونه؛ اگر شکل خاصی مطابق با برخی حالات فیزیکی مغز باشد، بخش هایی از این الگو باید حداقل یک ثانیه و نیم اتفاق بیافتد تا آگاهی در مورد این شکل خاص رخ دهد. این نتیجه بر اساس پژوهش های مربوط به تحریک مغز و یا ورودی های حسی گرفته شده است. بنابراین تجربۀ ذهنی ما از زمان «حال» در واقع «یادآوری زمان حال» می باشد که نیم ثایه قبل رخ داده است. از دیگر رفتارهای زمانمند برای وقوع آگاهی، امواج مغزی است که توسط دستگاهEEG ثبت شده و مورد مشاهده قرار می گیرد.
پرسش طبیعی که در این جا بوجود می آید این است که آیا نوعی مقیاس ویژه از الگوهای مغزی وجود دارد؟ اجازه دهید آن را مقیاس آگاهی نام گذاری کنیم که دارای طیفی است از «معادل ذهن» تا «برنامه نویس ذهن». بسیاری از دانشمندان بر مقیاس نورون منفرد تاکید می کنند که در این صورت هر یک سلول مغزی شبیه به یک پیکسل در یک عکس است. اگر چه دانش مغز اثرات آگاهی را در بسیاری از سطوح ثابت کرده است: از یک سلول عصبی منفرد گرفته تا میلیون ها سلول عصبی. با توجه به این اطلاعات، ما می توانیم این پرسش را مطرح کنیم که آیا اصولاً چیزی به نام مقیاس آگاهی وجود دارد؟ بنابراین شاید آگاهی به صورت بنیادی، پدیده ای چند مقیاسی باشد به این معنی که آگاهی توسط الگوهایی ایجاد می شود که در طیف وسیعی از «معادل ذهن» تا «برنامه ریز ذهن» قرار می گیرد. علاوه بر این، شاید آگاهی رابطه تنگاتنگی دارد با مقیاس های متداخل، هم بالا به پایین و هم پایین به بالا چنانپه در مقاله های پیشین بدان اشاره شد. اجازه دهید این را «ظن چند مقیاسی» بنامیم. در حالی که این نتیجه گیری با نگرش های «آگاهی معادل ذهن است» و «آگاهی برنامه نویس ذهن است» پیوستگی دارد، ممکن است سرآغازی باشد برای مطالعاتی عمیق تر برای مسایل غامض. و این ادامه دارد...

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
https://www.psychologytoday.com/blog/the-new-science-consciousness/201703/brain-dynamic-patterns-and-the-mind

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات بیولوژی مغز رابطه آگاهی و الگوهای دینامیک مغز