خانه بانک فکرافزار مقالات تفکر خلاق پنج شرط لازم برای خلاقیت

پنج شرط لازم برای خلاقیت


همانگونه که در مقاله خلاقیت (برای مطالعه مقاله ، اینجا را کلیک کنید) اشاره شد؛ انسان در حال انجام وظایف، به دو حالت باز یا بسته عمل می کند و خلاقیت تنها در حالت باز امکان پذیر است. در حالت بسته مقداری تنش وجود دارد ولی در این حالت، ما بسیار هدفمند، با فشار و استرس و مقداری هم بدخلق هستیم. همانطور که گفته شد در این حالت خلاقیت وجود ندارد. در حالت باز؛ انسان دارای آرامش همراه با طنز و تمایل به بازی ولی کمتر هدفمند است. در این حالت خلاقیت شکوفا می شود.

b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_5_creativity_condition.jpgشرایط خاصی وجود دارد که منجر به شکوفایی خلاقیت در انسان و رخ دادن حالت باز می شود. انسان برای دریافت حالت باز خود به این پنج شرط نیازمند است؛ مکان، زمان، زمان، اطمینان، شوخ طبعی.

1-فضا
انسان به طور معمول در حالت بسته و زیر فشار و مقابله با زندگی روزمره است و در این حالت او نمی تواند بازیگوش و خلاق باشد، بنابراین می باید برای خود فضای آرامی بسازد که از زیر فشار و قفس زندگی روزمزه بتواند بگریزد. شما باید یک فضای آرام برای فرار از مزاحمت ها برای خود بسازید.

2-زمان
فضا به تنهایی کافی نیست. شما نیازمند فضا برای مدت زمان محدودی هستید. مدت زمانی محدود، زیرا باید به زندگی روزمره خود بازگردید. شما تنها در شروع و خاتمۀ این زمان محدود در فضای آرام خود از حالت بسته عادی زندگی روزمره خود خلاص خواهید شد.تاریخ دان هلندی به نام «یوهان هایزینگا»، در پژوهشی تاریخی دربارۀ بازیگوشی می گوید: « بازیگوشی، مکان و زمان را در زندگی روزمرۀ عادی متفاوت می سازد. این مشخصه اصلی آن است؛ خلوت گزینی و محدودۀ آن است. بازیگوشی در یک آن شروع و لحظه ای دیگر پایان می پذیرد، در غیر این صورت بازیگوشی نیست.» پس با ترکیب دو عامل اول، ما یک «پناهگاه آرام» به وسیلۀ محدودیت زمان و مکان برای خود خلق می کنیم. در این زمان خلاقیت می تواند آشکار شود، زیرا بازیگوشی تنها در هنگام جدایی از زندگی روزمره امکان پذیر است.
شناخت موانع در این شرایط مهم است، مانند؛ شما در حالی که آماده می شوید از پناهگاه آرام خود استفاده کنید؛ تلفن ها را جواب ندهید، درب ها را می بندید، راحت می نشینید، چند نفس عمیق می کشید... ولی ناگهان بیاد می آورید که باید به مشتری خوب خود زنگ بزنید و جواب گزارش روز قبل را بدهید و قرار نهار با یکی دیگر از شرکای تجاری دارید و...
همه ما می دانیم که انجام دادن کارهای کوچک مهم از انجام دادن کارهای بزرگ غیر مهم ساده تر است، مانند تفکر، و همچنین می دانیم که انجام کارهای کوچک قابل انجام دادن ساده تر از شروع کارهایی است که به انجام دادن آنها اطمینان نداریم. بنابراین، هنگامی که دربارۀ خلق پناهگاه آرام خود صحبت می کنیم؛ باید این را نیز بدانیم که ذهن ما بزودی به مسابقۀ زندگی روزمزه باز خواهد گشت که البته نباید این امر را خیلی هم جدّی گرفت. فقط سعی کنید که چند دقیقه آرام بنشینید و کمی تحمل اضطراب کنار گذاشتن مسابقه را داشته باشید، آنگاه ذهن شما آرام می شود. سپس حدود نود دقیقه آرام باشید.
نود دقیقه ممکن است زمان طولانی به نظر برسد، ولی ذهن شما نیازمند زمان برای دریافت حالت باز است. در هنگام برگشت از حالت باز نیز شما به زمان بیشتری نیاز دارید. یک دلیل دیگر نیز برای درنظر گرفتن این مدت زمان نود دقیقه وجود دارد و آن عامل شماره سه؛ زمان است.

3- زمان
آنچه در بالاتر دربارۀ زمان آمد، تنها نیمی از ایجاد پناهگاه آرام برای خود بود و حال، نوع استفاده زمانِ پناهگاه آرام را توضیح می دهیم.
در مقالۀ قبل (خلاقیت) به آقای دونالد مک کینون و پژوهش هایی که وی در دهۀ هفتاد میلادی در دانشگاه برکلی دربارۀ خلاقیت انجام داد، اشاره شد. او در نتیجۀ این پژوهش ها کشف کرد که خلاق ترین های حرفه ای همیشه برای حل مشکلات خود در مدت زمان بیشتری بازی می کنند، زیرا آنها خود را آماده تحمل ناراحتی و اضطرابی می کنند که همه ما آنرا تجربه کرده ایم. بدین معنی که اگر بخواهیم مشکلی را حل کنیم، نوعی تحریک داخلی، یک تنش، یا عدم اطمینان که باعث ناراحتی ماست، داریم. در این حالت، ما تمایل داریم که این حس ناراحتی را، هر چه زودتر، از خود دور کنیم و برای همین امر هم زود تصمیم می گیریم که شاید بهترین تصمیم نباشد ولی این تصمیم گیری باعث راحتی خیال ما می شود. ولی خلاق ترین ها آموجته اند که این حس ناراحت خود را در مدت زمان بیشتری تحمل کنند و بنابراین، به دلیل این زمان بیشتر برای حل مشکل، تصمیمات آنها نیز خلاقانه تر است.
مراقب عوامل تصمیم گیری خود باشید! بیشتر مردم، خلاقیت را در خود آشکار نمی کنند و این به دلیل این است که نیازمند زمان برای ایجاد یک تصویر تعیین کننده از خود هستند. آنها احساس می کنند که برای ایجاد این تصویر، باید برای همه چیز به سرعت و با اطمینان تصمیم بگیرند. این رفتار، موثرترین راه برای خفه کردن خلاقیت در بدو تولد است. قبل از هرگونه تصمیم گیری از خود سوال کنید: «این تصمیم در چه زمانی مناسب است؟» و به این سوال پاسخ دهید. به این تصمیم خود، برای اینکه مدت زمان بیشتری را به تفکر و جستجوی راه حل های بهتربپردازید، تسلیم باشید و این حرکت؛ شما را به سوی خلاقانه ترین راه حل ها سوق می دهد.بنابراین، به طور خلاصه؛ عامل سوم برای آشکار شدن خلاقیت نیز زمان است. به ذهن خود، تا اندازه ممکن، زمان برای دستیابی به بهترین راه حل ها بدهید.

4-اطمینان خاطر
هنگامی که شما در پناهگاه فضا و زمان خود هستید، هیچ چیزی مانند ترس از بروز اشتباه شما را از خلاقیت دور نمی سازد. حال می توان نقش بازیگوشی را بهتر درک کرد. احساس اصلی بازیگوشی همان باز بودن و پذیرش برای اتفاق افتادن هر چیزی است. احساسی که رویداد هر چیزی، درست است. اگر بترسید، بازیگوش نیستید. شما آزاد هستید که بازی بکنید یا نکنید و همان گونه «آلن واتس» می گوید: «شما نمی توانید خودبخود وارد منطق شوید». شما مجبور هستید که خود را احمق، غیرمنطقی و اشتباه فرض کنید و بهترین راه برای بدست آوردن اطمینان خاطر این است که بدانید؛ در هنگام خلاقیت، هیچ چیزی اشتباه نیست. چیزی به نام اشتباه وجود ندارد وهر چیز کوچکی می تواند به یافتن راه حل ختم شود.

5- شوخ طبعی
اهمیت تکامل اصلی طنز و شوخی، بیش از هر چیز دیگر، ما را از حالت بسته به حالت باز می برد. همۀ ما می دانیم که خنده برای انسان آرامش و آسودگی به ارمغان می آورد. شوخ طبعی ما را بازیگوش می سازد. این موضوع بارها در بحث های پراهمیت اتفاق افتاده که خلاقیت برای حل مشکلات مهم، به دلیل این که موضوع جدّی بوده و طنز یه یک تابو تبدیل گشته و در نتیجه؛ ممنوعیت داشته و خفه شده است. به نظر می رسد این نکته، یک سوءتفاهم اساسی بین واژه های "جدّی" و "رسمی" است.
ما همواره می توانیم در بحث ها؛ شوخی را بدون خدشه وارد کردن به جدّیت موضوع، همراه کنیم. برای نمونه می توان بر سر میز شام وارد بحثی در مورد آموزش و پرورش و آینده فرزندانمان و یا ارتباط با همسرمان و یا مفهوم زندگی، که همگی موضوعات بسیار جدّی هستند، همراه با مزاح و شوخی شد و این امر از اهمیت موضوع به هیچ وجه نمی کاهد.
از طرف دیگر؛ "رسمیت" در خدمت خودخواهی و تکبر است. خودپسندی همواره در جوار طنز در معرض خطر قرار می گیرد و برای همین هم طنز یک تهدید برای رسمیت به شمار می رود. طنز یک بخش اساسی از خودانگیختگی، بازیگوشی و یک عامل ضروری در خلاقیت است که ما برای حل مشکلات، بدون توجه به "جدّیت" موضوعات، به آن نیازمندیم.
به احتمال زیاد؛ موفقیت ژاپنی ها تاحدودی به دلیل درک غریزی از چگونگی استفادۀ روش های خلاقانه در گروه هاست. غربی ها و دیگر ملل، اغلب از بی برنامگی جلسات ژاپنی ها شگفت زده می شوند، ولی شاید این امر نوعی برنامه ریزی است؛ فقدان ساختار فشار زمان، آنان را برای حل مشکلاتشان، خلاقانه رها می سازد. برای نمونه این امر که اصرار دارند تا در ابتدا افرادی که از اهمیت کمتری در سطوح اجتماعی برخوردار هستند، آزادانه نظر دهند، بدون این که نظر ایشان توسط افراد پراهمیت تر تکذیب شود، بسیار هوشیارنه است.
خلاقیت، هنگامی است که از ادغام دو چارچوب یک معنای جدید خلق گردد. طنز، پیوندی برای یافتن راهی جدید از دو چارچوب مرجع است. در پایان هر مشکل، ما می توانیم به لحظۀ پیوند دو چارچوب مرجع بخندیم. دست یافتن به یک ایده و تولید معنایی جدید، می تواند از پیوند جداگانه ایده های شناخته شده قبلی انجام پذیرد.
پیوند دادن ایده ها کار دشواری نیست. شما می توانید میلیون ها نتیجه از پیوندهای تصادفی از هر کامپیوتری دریافت کنید ولی شکل این پیوندها و کنار هم قرار دادن ها، برای تولید معنای جدید و مطلوب مهم است. پس بنابراین؛ بازی کردن با کنارهم قرار دادن این پیوندهای تصادفی و سپس با استفاده از شهود ذاتی خود، شما درجۀ اهمیت هر یک از نتایج بدست آمده از این بازی را بدست می آورید. این بخشی است که هیچ کامپیوتری توانایی انجام آن را ندارد.
البته که در کنار هم قرار دادن برخی از پیوندها کاملا مسخره و پوچ است ولی همان گونه که «ادوارد دِ بونو»، مخترع مفهوم تفکر جانبی، در کتاب خود به نام «پی اُ: فراتر از بلی و خیر» می گوید: « شما می توانید تلاش کنید تا گره های باز مفروضات خود را، به عمد و به وسیله بازیگوشی، به نتایج جنون آمیز پیوند دهید». او این ایده های پوچ و مسخره را «واسطۀ امکان ناپذیر» می نامد. در این کتاب، وی همچنین اشاره می کند؛ استفاده از یک واسطۀ امکان ناپذیر، کاملا برخلاف تفکر عادی منطقی که در هر مرحله نتیجۀ درست را به شما می دهد، عمل می کند. مهم نیست که واسطۀ امکان ناپذیر درست یا غلط باشد، ولی با این وجود؛ می تواند یک پلۀ سنگی مستحکم برای دست یابی به یک ایده جدید که درست است، شود. این یک نمونۀ دیگر برای اثبات این که «در بازیگوشی هیچ چیز اشتباه نیست» است.
خلاصه؛ اگر شما نمی دانید جگونه آغاز کنید یا در مشکلی گیر افتاده اید، شروع به تولید پیوندهای تصادفی کنید و اجازه دهید تا شهود ذاتی تان به شما بگوید که نتیجۀ مناسب کدام است. هر چیزی می تواند به شکوفایی خلاقیت در انسان کمک کند. یکی از مهم ترین نکاتی که باید به آن اشاره کرد این است که شکوفایی خلاقیت در زیردستان می تواند به یک خطر تبدیل شود، ولی به حراست و خودخواهی خود لحظه ای اجازه استراحت دهید و آنگاه شما خود را در میان افراد شاد، پرانگیزه و خلاقی که ممکن است هرگز قادر به کنترل دوباره آنها نباشید، می یابید. خلاقیت مالکیت شخصی و خاصی برای هیچکس نیست و شکوفایی آن در زیردستان می تواند به پیشرفت تجارت شما کمک بسیار کند.

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
https://github.com/tjluoma/John-Cleese-on-Creativity/blob/master/Transcript.markdown#5-conditions-which-are-conducive-to-creativity-1218

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات تفکر خلاق پنج شرط لازم برای خلاقیت