خانه بانک فکرافزار مقالات تفکر خلاق درس هایی برای خلاقیت

درس هایی برای خلاقیت


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_creativity_learning.pngدر این مقاله، بازیگر، کمدین، نویسنده، تهیه کننده و فیلمنامه نویس سرشناس، آقای «جان کلیز»، که سخنران مشهوری نیز در امر خلاقیت به شمار می رود، از طریق تعریف داستانهایی دربارۀ اهمیت تسلیم به ذهن ناخودآگاه و دو ویژگی اصلی افراد موفق و خلاق صحبت می کند. او این ویژگی ها را ضرورت استفاده از تفکر ژرف و چگونگی پیشرفتِ خلاقیت در انسان می داند.

داستانی دربارۀ ضمیر ناخودآگاه که باعث نجات شما یا پختگی ایده هایتان می شود؛
آقای کلیز سخنرانی خود را با موضوع پی نوشت یکی از جلسات نوشتاری با شریک قدیمی اش، آقای «گراهام چاپمن» شروع کرد. مشارکت این دو با هم، مانند همۀ مشارکت های دیگر، بدون مشکل نبود. درهمین حال که این دو دربارۀ طرح های تازۀ کمدی زمان خود بحث داشتند، آقای کلیز بخشی از نوشته ها را گم کرد ولی بعدها معلوم شد که بهترین اتفاقی که می توانست رخ دهد، همین بود. او می گوید: "من خجالت زده از گم کردنِ کارهایمان بودم، پس با عجله شروع به نوشتن دوبارۀ آنها به کمک حافظه ام کردم. سپس متوجه شدم که این نسخۀ جدید، بسیار بهتر از نوشتۀ اصلی شده است. من زمانی را برای تفکر به روی آن سپری نکردم، پس چگونه می تواند بهتر از نوشتۀ اصلی شده باشد؟!"..."سپس تنها فکری که به خاطرم رسید این بود؛ ناخودآگاه من روی این نسخۀ جدید کار کرده و باعث بهبود آن شده است. از آن پس، بسیاری از بهترین کارهای من هنگامی شروع شد که از ناخودآگاهم و بدون توجه و حضور زیاد در نوشته هایم استفاده کردم. در اینجا صحبت از ناخودآگاه فرویدی نیست، بلکه در مورد ناخودآگاه هوشمند صحبت می کنم. ما توانایی کنترل به روی ناخودآگاه خود را نداریم ولی توانایی درک چگونگی خلق شرایطی را داریم که منجر به ساده سازی کار برای ما با ناخودآگاهمان شود ".

داستانی دربارۀ عادات افراد بسیار خلاق یا چگونگی بازیگوشی و بردباری؛
آقای کلیز همان گونه که دربارۀ شناسایی ایده هایی که از عمق مغز تراوش می کنند، در مورد برخی از صفات کلیدی و عملی افراد بسیار خلاق نیز صحبت کرد. او داستانی از «بریان بیتس»، یک استاد روانشناسی در دانشگاه ساسکس، گفت. آقای بیتس که مجذوب کارآیی خلاقیت ذهن بود، تصمیم به مطالعۀ شیوه های مهندسان معماری می گیرد؛ زیرا که حرفۀ آنان نیاز به ترکیب دو مغز، یکی برای خلق زیبایی و دومی برای ساختار صدا در ساختمان، دارد.
«آقای بیتس آزمایش ساده ای انجام داد. او از معماران مختلف پرسید که به نظر آنها چه کسی خلاق ترین مهندس معمار است. سپس از آن خلاق ترین ها خواست از لحظه ای که از خواب برمی خیزند تا لحظۀ برگشت به رختخواب را برای وی تعریف کنند. پس از این او به سراغ معماران غیرخلاق رفت و از آنان هم همین سوال را پرسید. احتمالاً توضیحی هم دربارۀ این که چرا با آنها صحبت می کند، نداد. سپس این جواب ها را با یکدیگر مقایسه کرد. او دو فرق اساسی میان جواب های این دو گروه متفاوت یافت و یک تشابه که هیچکدام از این دو گروه، هشیارانه عمل نمی کردند.»
«نخستین چیزی که فهمید این بود که معماران خلاق، بازیگوش هستند. آنها توانایی غوطه ور شدن در مسئله را داشتند. آنها، تقریباً مانند کودکان، جذب مسئله می شدند. دومین چیزی که یافت این بود که ایشان تصمیم گیری را، تا حد امکان، به تعویق می انداختند. این تعجب آور است.»
او می گوید:"اگر شما مجبور باشید تصمیمی بگیرید، مهم ترین پرسشی که از خود می کنید چیست؟ فکر می کنم این باشد؛ در چه هنگامی این تصمیم باید گرفته شود؟ اغلب ما در هنگام مشکل داشتن، این را برای خود حل نمی کنیم. کمی ناراحتیم و می خواهیم که این را زودتر برای خود برطرف کنیم. معماران خلاق، این ناراحتی را تا هنگام حل مسئله تحمل می کردند."
«چرا این دو موضوع (بازیگوشی و بردباری) باید مهم باشد؟ بازیگوشی مهم است زیرا که در لحظۀ کودک بودن، شما بیشتر با ناخودآگاه خود در تماس هستید. بردباری در هنگام به عقب انداختن تصمیم نیز به همین اندازه مهم است. این امر به ناخودآگاه شما بیشترین زمان را برای رسیدن به نتیجه مناسب می دهد.»...

ترجمه و تلخیص: فرشاد سجادی
منبع:
http://www.fastcocreate.com/1680999/4-lessons-in-creativity-from-john-cleese

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات تفکر خلاق درس هایی برای خلاقیت