خانه بانک فکرافزار مقالات مدیریت فردی درس هایی از کودکان بیاموزیم

درس هایی از کودکان بیاموزیم


b_250_200_16777215_00_images_stories_article-1_eco-baby.jpg

برای بیشتر مردم، بزرگ ترین آرزو این است که به دوران کودکی خود بازگردند. مگر کودکان چه می کنند که بیشتر ما بزرگسالان حسرت دوران کودکی خود را می کشیم؟ بدون ترس و با گام های نامتعادل خود، اتاق نشیمن را طی می کنند یا بین هر وعده غذایی، بدون تشویش استراحت می کنند و از همه چیز هم بالا می روند (بیشتر از اینکه پایین بیایند).


شغل اغلب ما بزرگسالان، نشستن پشت کامپیوتر در بیشتر اوقات روز و انجام  کارهای روزمره است. اگر در خانه و در زمان استراحت؛ وقتی برای بازی با کودکان خود داشته باشیم، در هنگام بازی با آنها می توانیم به بررسی و مطالعه رفتار آنها بپردازیم و احتمالا هم درس هایی از آنها بیاموزیم. اگر به کتاب های آموزش کودکان رجوع و آنها را مطالعه کنیم، آنگاه چگونگی بازی  و صحبت کردن و ایجاد ارتباط با آنها را بهتر فرا میگیریم. ما همان مقدار که به کودکان خود آموزش می دهیم، می توانیم از آنها درس هایی نیز بیاموزیم.
 
- وظیفه ما، پرسش کردن است
کودکان همواره بدنبال «چرا» در موضوعات هستند. آنها درک نمی کنند که نخود و لوبیا غذا برای در دهان گذاشتن و جویدن و بلعیدن است و نه برای مالیدن به سر و صورت و موها! کمی جدی تر؛ آنها متوجه نیستند که دویدن ناگهانی در خیابان، خطر مرگ به همراه دارد و هنگامی که کاری را ناگهانی انجام می دهند و ما آنها را منع می کنیم، با رشته ای وحشتناک از  «چرا» های متوالی آنها روبرو می شویم.
 این «چرا»ها مفید هستند؛ زیرا عطش کنجکاوی کودکان را برای درک جهان، تا حدودی، کاهش می دهد و مهم تر از آن؛ با جواب دادن به پرسش های آنان، ما وادار به ارزیابی بیشتر و  بهتر از تصمیمات خود می شویم. کودکان و بزرگسالان، علاقه ای به دنباله روی از «چرا» هایی با قوانین ضعیف ندارند. بنا بر این؛ اگر موضوعی شما را ناراحت می کند، در مورد آن سئوال کنید و اگر جواب را دوست نداشتید، آنگاه به کودک درون خود رجوع کنید. این امر در طول زمان احساس بهتری به شما می دهد. بویژه در تصمیم گیری های اخلاقی، همیشه از پرسش «چرا» استفاده کنید.

- هر مهارتی نیازمند تمرین مداوم است
واقعا شگفت انگیز است که یک نوزاد در بدو تولد، توانایی انجام چه کارهایی را دارد. نوزادی که حتی بخوبی نمی تواند ببیند و بشنود. برخی از نوزادان حتی در مکیدن شیر مادر هم مشکل دارند. آنها حتی نمی توانند بدرستی غذا بخورند. ولی؛ هنگامی که مشغول تماشای یک نوزاد هستید، میبینید که او با تلاش خستگی ناپذیری همواره مشغول تمرین به یادگیری است. این تمرینات سال ها طول می کشد تا به نتیجه برسد. استدلال، زمان بیشتری برای یادگیری می خواهد. بسیاری از والدین با نوجوانان خود مشکل درک استدلال یکدیگر را دارند. تمام این آموختن ها با تمرینات روزانه در طی سالیان طولانی و همراه با شکیبایی ممکن می گردد.
بنا بر این به عنوان یک بزرگسال؛ اگر به آموختن مهارت جدیدی علاقمند هستید، باید با صبر و صرف زمان مناسب در تمرینات موضوعات جدید را یاد بگیرید. کودکان برای یادگیری چیزهای جدید، بارها و بارها همراه با مقاومت و پایداری، تمرین می کنند و نتیجه آن می شود که به یک استاد راه رفتن و صحبت کردن تبدیل می شوند. اشتباه نکنید! کودکان بندرت صبور هستند. آنها همراه با کار مداوم بروی مشکلات، گریه و شیون هم می کنند ولی در پایان کار بر مشکل خود چیره می شوند.

- فرصت تخریب را از دست ندهید
همه ما قبل از اینکه اولین فرزندمان بدنیا بیاید، کارهایی که دوست داریم را در کمال آرامش و بدلخواه خود انجام میدهیم. کودکان خلاقیت را دوست دارند و بیشتر مواقع خلاقیت آنها با خرابکاری همراه است، حتی در بازی های مربوط به خودشان. ما به عنوان پدر و یا مادر سعی در چیدن بلوک های بازی برای آنها می کنیم ولی آنها در اولین فرصت با یک حرکت سریع دست، همه چیز را بهم میریزند. اما، در تخریب هم فرصت های خلاق بسیاری موجود است. برای نمونه؛ اگر کودک شما بروی دیوارهای خانه نقاشی کرد، زمان برای رنگرزی جدید فراهم شده است. حال یک نمونه یادگیری از تخریب برای بزرگسالان؛ شما یک حسابدار خوب هستید ولی همیشه به نجاری علاقمند بودید. هیچگاه برای یادگیری کار مورد علاقه شما که آن را با شادی بیشتری انجام می دهید، دیر نیست. گاهی اوقات، خوشبختی در این است که عادات کهنه خود را تخریب و بنای جدیدی بروی آنها بسازیم.

- تا آنجا که می توانید از منزل خارج شوید
خارج از منزل، یک مکان جادویی برای کودکان است. مهم نیست که چه مقدار اسباب بازی سرگرم کننده، کتاب و یا چیزهای پر سر و صدا در قفسه های اتاق آنان انباشته شده است، اینها تنها برای نیم ساعت سرگرمی کودکان کافی و مفید است و بعد از آن با نق زدن و گریه کردن، چیز جدید می خواهند. اگر با آنها به بیرون از منزل بروید، برای مدت طولانی آرام و بدون هیچگونه ناراحتی مشغول تماشای پیرامون خود می گردند.
محیط بیرون از منزل همیشه آرام بخش و هیجان انگیز است. آرام بخش؛ زیرا صدای طبیعت، جایگزین صداهای الکترونیک و مصنوعی میشود و هیجان انگیز؛ زیرا هر چیز غیر منتظره ای در حال وقوع  و انجام شدن است. شما با همسایه خود مشغول صحبت راجع به موضوعی جدید و جالبی می شوید، هلیکوپتری بالای سر شما پرواز می کند و یا چشمانتان خیره به زیبایی بال پروانه ای که بروی گلی نشسته است، می شود و یا صدای زیبای پرنده ای که برای جفت خود آواز می خواند را می شنوید. بعلاوه؛ فضای بیرون از منزل، محیط مناسبی برای تمرینات ورزشی و غذا خوردن است.

- عشق بورزید، گویا که فردا وجود ندارد
کودکان همواره دارای مقاومت کمتری در مقابل احساسات خود هستند و ما بعنوان والدین؛ باید به آنها کنترل احساسات، برای زندگی عادی را آموزش دهیم. اما هنگامی که به موضوع عشق ورزیدن می رسیم، کودکان همیشه ایده های بهتری دارند. آنها؛ بدون توجه به وضعیت بدنی شما، به آغوشتان پرواز می کنند، بوسه های آنان بهترین هدیه ای است که می توانید از دنیا دریافت کنید و آنها همواره با لبخند شیرینشان شما را غافلگیر می کنند و کارهای دیگری که با کلمات نمی توان شرح داد.
یک جهان را با عشق کودکان تصور کنید، احتمالا شامل بازی ها و قلقلک های بیشتری است ولی بسیار شیرین تر از جهان بزرگسالان خواهد بود.
       
   
تالیف: فرشاد سجادی
با نگاهی به:
http://www.thechangeblog.com/lessons-learned-from-a-toddler/ 

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار مقالات مدیریت فردی درس هایی از کودکان بیاموزیم