خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز

چرا نوجوانان علاقه بسیاری به شبکه های اجتماعی دارند؟


راحت ترین کاری که در شبکه های اجتماعی می توان انجام داد لایک کردن است. مغز نوجوانان ساخته شده است که آنچه دیگران لایک کرده اند را لایک کند. پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا با استفاد از «اف ام آر آی» به بررسی عملکرد مغز نوجانان در حین کار با شبکه های اجتماعی پرداخته و به نتایج جالبی رسیده اند. اینکه میزان محبوبیت (لایک بیشتر) یک تصویر یا تویت باعث می شود که مغز نوجوان آن را به صورت متفاوتی درک کند. در واقع محبوبیت یک تصویر باعث فعال شدن بخشی از مغز (Nucleus accumbens) می شود که مرتبط است با لذت صرف. این می تواند یکی از دلایل اصلی علاقه مفرط نوجوانان به شبکه های اجتماعی باشد.

آیا جوابی که به صورت ناگهانی و شهودی دریافت می شود صحیح است؟


رسیدن به دریافت ناگهانی (لحظه آها) باعث خشنودی درونی می شود زیرا احساس می شود که بسیار درست است از این رو که تمام جوانب معما آشکار و حل شده بدون اینکه تلاش آگاهانه ای صورت بگیرد. اما آیا می توانید به این راه حل ناگهانی اعتماد کنید؟ یافته پژوهشگران دانشگاه های نورث وسترن و درکسل، خرد متعارف را تایید می کند که این دریافت های ناگهانی می تواند راه حل درستی برای مسایل پیچیده باشد.

علت این موضوع می تواند ناشی از روش مغز در رسیدن به دریافت ناگهانی باشد؛ زیرا این فرایند به طور عمده خارج از آگاهی فرد رخ می دهد و جواب یا به صورت کامل دریافت می شود یا نمی شود (یا هیچ یا همه). در مقابل، تفکر تحلیلی به صورت آگاهانه رخ می دهد و بر اساس استدلال می باشد. البته صحیح بودن دریافت ناگهانی بدین معنا نیست که همه مسایل را باید از این رش حل کرد. 

منبع:
http://www.scientificamerican.com/article/can-you-trust-a-eureka-moment/

استفاده زیاد از رسانه های دیجیتال باعث تغییر در نحوه تفکر می شود


کسانی که از تبلت و لپتاپ زیاد استفاده می کنید: آگاه باشید. استفاده از پلتفرم های دیجیتال همچون تبلت و لپتاپ برای مطالعه باعث تمایل و تمرکز بر جزئیات عینی می شود و توان تحلیل و تفکر انتزااعی را کاهش می دهد.

مغز چگونه آگاهی را تولید می کند؟


دانشمندان راهی برای فهمیدن اینکه مغز چگونه اطلاعات ناخودآگاه را به آگاهی ما می آورد، ارائه داده اند. بحثی که از قرن ها پیش در این زمینه وجود دارد اینکه آیا آگاهی پیوسته است یا مجموعه از قطعات منفصل (مانند فیلم که شامل 24 عکس در ثانیه) است. بر اساس این مدل ارائه شده توسط پژوهشگران موسسه پلی تکنیک فدرال لوزان، آگاهی در مقاطع زمانی به طول 400 میلی ثانیه ناشی می شود در حالیکه فاصله بین این مقاطع زمانی را ناخودآگاه، پر کرده است.
بر اساس این مدل، دو مرحله در فرایند پردازش اطلاعات وچود دارد: مرحله اول مربوط به ناخودآگاه است؛ اینکه مغز جنبه هایی از یک چیز را مثلا رنگ یا شکل، را با دقت زمانی بالا پردازش می کند. البته در این مرحله درکی از گذر زمان وجود ندراد. مرحله بعد مربوط به خودآگاه است. بعد از پایان فرایند ناخودآگاه، مغز به صورت آگاهانه تمامی جنبه ها را در قالب یک تصویر کلی ارائه می دهد و ما در مورد آن چیز، آگاه می شویم. تمامی این فرایند از لحظه ای که اطلاعات توسط حس ها دریافت می شود تا زمانی که به درک آگاهانه می رسیم، تا 400 میلی ثانیه طول می کشد که از منظر روانشناسی یک تاخیر به حساب می آید. دلیلش این است که مغز می خواهد بهترین و شفاف ترین اطلاعات را ارائه دهد. آگاه نشدن از فرایند پردازش ناخودآگاه برای جلوگیری از اغتشاش و گیج شدن می باشد.
اگرچه این 400 میلی ثانیه مربوط به طلاعات دیداری است و ممکن است در مورد اطلاعات شنیداری یا بویایی ، زمان متفاوت دیگری باشد.
منبع:
https://www.sciencedaily.com/releases/2016/04/160412160346.htm

خردمندی ناشی از قلب و ذهن است


تغییر در ضربان قلب بر خردمندی تاثیر می گذارد. پژوهشگران دانشگاه واترلو دریافته اند که میزان تپش قلب و فرایند تفکر با یکدیگر کار کرده و باعث استدلال و قضاوت خردمندانه در مورد موضوعات پیچیده اجتماعی می شود. بنا به عقیده پژوهشگران، استدلال خردمندانه در انحصار قابلیت های ذهن و توانمندی های شناختی نیست. بلکه کسانی که میزان تپش قلبشان دارای تغییرپذیری بیشتری است به خصوص در زمانی که فعالیت بدنی زیاد نیست و کسانی که می توانند در مورد مسائل اجتماعی از منظر دورتری بیاندیشند، پتانسیل بیشتری برای استدلال خردمندانه و تعصب کمتردارند.
بنابر اجماع بین فلیسوفان و دانشمندان شناختی، قضاوت خردمندانه شامل توانایی در تشخیص محدویت های دانش خود، آگاه بودن از تنوع مفاد زندگی و چگونگی آشکار شدن آن در طول زمان، اذعان کردن بر نقطه نگاه دیگران، و جستجو برای آشتی دادن منظرهای متضاد است.

منبع:
https://www.sciencedaily.com/releases/2016/04/160407221449.htm

سپاسگزاری منجر به افزایش صبر و کنترل بر خویش می شود


از دیرباز گفته می شود که برای صبور بودن باید منطقی بود و اراده قوی داشت و وضعیت روانی به عنوان مقصر ناشکیبایی شناخته می شود. اما پژوهشگران دانشگاه نورث ایسترن دریافته اند که برخی فاکتورهای روانی از جمله سپاسگزاری، باعث شکیبایی می شود. ذهن انسان تمایل دارد به آنچه که به صورت آنی به دست می آید، ارزش بیشتری بدهد تا آنچه که در آینده به دست می آید. این ارتباط دارد با تمام نتایج بد از مقروض شدن گرفته تا اعتیاد. 

پژوهشگران دریافته اند که سپاسگزاری باعث کنترل بر نفس می شود و توانایی صبر کردن را زیاد می کند. سپاسگزاری منجر به بالارفتن مقاومت بر وسوسه می گردد تا بتوان کار درست را انجام داد. نکته اینجاست که نباید همواره بر بزرگترین نعمت زندگی تمرکز کرد زیرا به عادت تبدیل می شود. بلکه باید موهبت های کوچک تمرکز کرد مثلا لطفی که یک نفر برای شما انجام داده است. با زمان گذاشتن و شماردن نعمت ها و تمرکز بر آنچه که سپاسگزارش هستید، می توان کنترل بر نفس را زیاد کرد.

منبع:
http://time.com/4277661/gratitude-patience-self-control/?xid=time_socialflow_facebook

 

 

 

زنانی که دارای هوش بالایی هستند دارای جذابیت کمتری برای مردان می باشند


اگرچه ایده داشتن زن باهوش، جذاب است اما در واقعیت، خلاف این موضوع رخ می دهد. این بر اساس چندین پژوهشی است که در دانشگاه های بوفالو و تگزاس انجام شده در مورد اینکه چه چیزی در زنان برای مردان، مطلوب است. بر اساس آزمایش های انجام شده، مردان به زنانی که در ریاضی یا انگلیسی، عملکرد بهتری از آنان داشتند، نمره جذابیت بیشتری دادند. اما وقتی که ازاین مردان سوال شد که در زندگی واقعی حاضرند با این زنان ازدواج کنند، پاهایشان سست شد. در عمل، مردان از زنانی که دارای هوش بالاتری هستند، فاصله می گرفتند و حاضر نبودند شماره تماسشان را به آنها بدهند یا قرار بگذارند.
پژوهشگران معتقدند که مردان نسبت به زنانی که هوششان از آنها بیشتر است، احساس مردانگی شان کاهش می یابد [و آنها را تهدید تلقی می کنند]. چه کسی می دانست که مردانگی اینقدر شکننده باشد.

منبع:
http://www.independent.co.uk/news/science/new-study-says-men-find-dating-intelligent-women-intimidating-a6700861.html#gallery

خواستگاه ناسازگاری بین دین و علم در مغز ماست


نزاع بین استفاده از ایمان یا شواهد علمی برای توضیح جهان پیرامون ما، به دوران کهن باز می گردد. اما امروز با شدت یافتن مناظره بین نظریه های تکامل و خلقت، این نزاع بیشتر در معرض دید قرار گرفته است. پژوهشگران دانشگاه کیس وسترن رزرو دریافته اند کسانی که به خدای ماوراء الطبیعه یا روح جهانی اعتقاد دارند، شبکه تفکر تحلیلی مغزشان را سرکوب می کنند و کسانی که باور به وجود خدا ندارند، شبکه همدلی مغزشان را سرکوب می کنند.
مجموعه ای از پژوهش ها نشان داده و اثبات کرده است کسانی که به دین یا معنویت ایمان دارند هوششان از دیگران کمتر است اما در عین حال، ایمان داران اجتماعی تر بوده و با دیگران همدلی بیشتری دارند. این میتواند توضیحی بر این باشد که چرا زنان دارای نگرش قوی تری در دین و معنویت هستند. همچنین افراد خدا ناباور (آتئیست) کمتر قدرت همدلی با دیگران را دارند.
این پژوهش بر مبنای این فرضیه بوده که مغز دارای دو شبکه اصلی نرون هاست: شبکه تحلیلی که به ما توانایی تفکر نقادانه را می دهد و شبکه اجتماعی که به ما توانایی همدلی را می دهد. مغز سالم در مواجهه با مسائل مادی یا معظلات، شبکه مناسب را فعال کرده در حالی که شبکه دیگر را منفعل می کند. 
این پژوهش، دیدگاه ایمانوئل کانت (فیلسوف آلمانی) را تایید می کند که گفته بود «دو حقیقت متمایز وجود دارد: حقیقت تجربی و حقیقت اخلاقی».

منبع:
https://www.sciencedaily.com/releases/2016/03/160323151838.htm

آغاز پروژه 100 میلیون دلاری «آپولوی مغز»


سه دهه از آغاز پروژه ژنوم می گذرد. هدف پروژه ژنوم، تهیه نقشه ای از تمام ژن های انسان بود که به عنوان یکی از موفق ترین پروژه های علمی تاریخ بشر شناخته می شود. اکنون مرکز تحقیقات پیشرفته هوش (IARPA) در صدد است پروژه ای به ارزش 100 میلیون دلار به نام «آپولوی مغز» برای مهندسی معکوس یک میلیمتر مکعب از مغز انسان را آغاز کند. این پروژه درصدد یافتن نحوه پردازش اطلاعات در مغز است و این یافته ها قرار است در یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی، به کار برده شود.

خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز