خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز

مغز چگونه آگاهی را تولید می کند؟


دانشمندان راهی برای فهمیدن اینکه مغز چگونه اطلاعات ناخودآگاه را به آگاهی ما می آورد، ارائه داده اند. بحثی که از قرن ها پیش در این زمینه وجود دارد اینکه آیا آگاهی پیوسته است یا مجموعه از قطعات منفصل (مانند فیلم که شامل 24 عکس در ثانیه) است. بر اساس این مدل ارائه شده توسط پژوهشگران موسسه پلی تکنیک فدرال لوزان، آگاهی در مقاطع زمانی به طول 400 میلی ثانیه ناشی می شود در حالیکه فاصله بین این مقاطع زمانی را ناخودآگاه، پر کرده است.
بر اساس این مدل، دو مرحله در فرایند پردازش اطلاعات وچود دارد: مرحله اول مربوط به ناخودآگاه است؛ اینکه مغز جنبه هایی از یک چیز را مثلا رنگ یا شکل، را با دقت زمانی بالا پردازش می کند. البته در این مرحله درکی از گذر زمان وجود ندراد. مرحله بعد مربوط به خودآگاه است. بعد از پایان فرایند ناخودآگاه، مغز به صورت آگاهانه تمامی جنبه ها را در قالب یک تصویر کلی ارائه می دهد و ما در مورد آن چیز، آگاه می شویم. تمامی این فرایند از لحظه ای که اطلاعات توسط حس ها دریافت می شود تا زمانی که به درک آگاهانه می رسیم، تا 400 میلی ثانیه طول می کشد که از منظر روانشناسی یک تاخیر به حساب می آید. دلیلش این است که مغز می خواهد بهترین و شفاف ترین اطلاعات را ارائه دهد. آگاه نشدن از فرایند پردازش ناخودآگاه برای جلوگیری از اغتشاش و گیج شدن می باشد.
اگرچه این 400 میلی ثانیه مربوط به طلاعات دیداری است و ممکن است در مورد اطلاعات شنیداری یا بویایی ، زمان متفاوت دیگری باشد.
منبع:
https://www.sciencedaily.com/releases/2016/04/160412160346.htm

خردمندی ناشی از قلب و ذهن است


تغییر در ضربان قلب بر خردمندی تاثیر می گذارد. پژوهشگران دانشگاه واترلو دریافته اند که میزان تپش قلب و فرایند تفکر با یکدیگر کار کرده و باعث استدلال و قضاوت خردمندانه در مورد موضوعات پیچیده اجتماعی می شود. بنا به عقیده پژوهشگران، استدلال خردمندانه در انحصار قابلیت های ذهن و توانمندی های شناختی نیست. بلکه کسانی که میزان تپش قلبشان دارای تغییرپذیری بیشتری است به خصوص در زمانی که فعالیت بدنی زیاد نیست و کسانی که می توانند در مورد مسائل اجتماعی از منظر دورتری بیاندیشند، پتانسیل بیشتری برای استدلال خردمندانه و تعصب کمتردارند.
بنابر اجماع بین فلیسوفان و دانشمندان شناختی، قضاوت خردمندانه شامل توانایی در تشخیص محدویت های دانش خود، آگاه بودن از تنوع مفاد زندگی و چگونگی آشکار شدن آن در طول زمان، اذعان کردن بر نقطه نگاه دیگران، و جستجو برای آشتی دادن منظرهای متضاد است.

منبع:
https://www.sciencedaily.com/releases/2016/04/160407221449.htm

سپاسگزاری منجر به افزایش صبر و کنترل بر خویش می شود


از دیرباز گفته می شود که برای صبور بودن باید منطقی بود و اراده قوی داشت و وضعیت روانی به عنوان مقصر ناشکیبایی شناخته می شود. اما پژوهشگران دانشگاه نورث ایسترن دریافته اند که برخی فاکتورهای روانی از جمله سپاسگزاری، باعث شکیبایی می شود. ذهن انسان تمایل دارد به آنچه که به صورت آنی به دست می آید، ارزش بیشتری بدهد تا آنچه که در آینده به دست می آید. این ارتباط دارد با تمام نتایج بد از مقروض شدن گرفته تا اعتیاد. 

پژوهشگران دریافته اند که سپاسگزاری باعث کنترل بر نفس می شود و توانایی صبر کردن را زیاد می کند. سپاسگزاری منجر به بالارفتن مقاومت بر وسوسه می گردد تا بتوان کار درست را انجام داد. نکته اینجاست که نباید همواره بر بزرگترین نعمت زندگی تمرکز کرد زیرا به عادت تبدیل می شود. بلکه باید موهبت های کوچک تمرکز کرد مثلا لطفی که یک نفر برای شما انجام داده است. با زمان گذاشتن و شماردن نعمت ها و تمرکز بر آنچه که سپاسگزارش هستید، می توان کنترل بر نفس را زیاد کرد.

منبع:
http://time.com/4277661/gratitude-patience-self-control/?xid=time_socialflow_facebook

 

 

 

زنانی که دارای هوش بالایی هستند دارای جذابیت کمتری برای مردان می باشند


اگرچه ایده داشتن زن باهوش، جذاب است اما در واقعیت، خلاف این موضوع رخ می دهد. این بر اساس چندین پژوهشی است که در دانشگاه های بوفالو و تگزاس انجام شده در مورد اینکه چه چیزی در زنان برای مردان، مطلوب است. بر اساس آزمایش های انجام شده، مردان به زنانی که در ریاضی یا انگلیسی، عملکرد بهتری از آنان داشتند، نمره جذابیت بیشتری دادند. اما وقتی که ازاین مردان سوال شد که در زندگی واقعی حاضرند با این زنان ازدواج کنند، پاهایشان سست شد. در عمل، مردان از زنانی که دارای هوش بالاتری هستند، فاصله می گرفتند و حاضر نبودند شماره تماسشان را به آنها بدهند یا قرار بگذارند.
پژوهشگران معتقدند که مردان نسبت به زنانی که هوششان از آنها بیشتر است، احساس مردانگی شان کاهش می یابد [و آنها را تهدید تلقی می کنند]. چه کسی می دانست که مردانگی اینقدر شکننده باشد.

منبع:
http://www.independent.co.uk/news/science/new-study-says-men-find-dating-intelligent-women-intimidating-a6700861.html#gallery

خواستگاه ناسازگاری بین دین و علم در مغز ماست


نزاع بین استفاده از ایمان یا شواهد علمی برای توضیح جهان پیرامون ما، به دوران کهن باز می گردد. اما امروز با شدت یافتن مناظره بین نظریه های تکامل و خلقت، این نزاع بیشتر در معرض دید قرار گرفته است. پژوهشگران دانشگاه کیس وسترن رزرو دریافته اند کسانی که به خدای ماوراء الطبیعه یا روح جهانی اعتقاد دارند، شبکه تفکر تحلیلی مغزشان را سرکوب می کنند و کسانی که باور به وجود خدا ندارند، شبکه همدلی مغزشان را سرکوب می کنند.
مجموعه ای از پژوهش ها نشان داده و اثبات کرده است کسانی که به دین یا معنویت ایمان دارند هوششان از دیگران کمتر است اما در عین حال، ایمان داران اجتماعی تر بوده و با دیگران همدلی بیشتری دارند. این میتواند توضیحی بر این باشد که چرا زنان دارای نگرش قوی تری در دین و معنویت هستند. همچنین افراد خدا ناباور (آتئیست) کمتر قدرت همدلی با دیگران را دارند.
این پژوهش بر مبنای این فرضیه بوده که مغز دارای دو شبکه اصلی نرون هاست: شبکه تحلیلی که به ما توانایی تفکر نقادانه را می دهد و شبکه اجتماعی که به ما توانایی همدلی را می دهد. مغز سالم در مواجهه با مسائل مادی یا معظلات، شبکه مناسب را فعال کرده در حالی که شبکه دیگر را منفعل می کند. 
این پژوهش، دیدگاه ایمانوئل کانت (فیلسوف آلمانی) را تایید می کند که گفته بود «دو حقیقت متمایز وجود دارد: حقیقت تجربی و حقیقت اخلاقی».

منبع:
https://www.sciencedaily.com/releases/2016/03/160323151838.htm

آغاز پروژه 100 میلیون دلاری «آپولوی مغز»


سه دهه از آغاز پروژه ژنوم می گذرد. هدف پروژه ژنوم، تهیه نقشه ای از تمام ژن های انسان بود که به عنوان یکی از موفق ترین پروژه های علمی تاریخ بشر شناخته می شود. اکنون مرکز تحقیقات پیشرفته هوش (IARPA) در صدد است پروژه ای به ارزش 100 میلیون دلار به نام «آپولوی مغز» برای مهندسی معکوس یک میلیمتر مکعب از مغز انسان را آغاز کند. این پروژه درصدد یافتن نحوه پردازش اطلاعات در مغز است و این یافته ها قرار است در یادگیری ماشینی و هوش مصنوعی، به کار برده شود.

اخبار ذهن و مغز- 18اسفند1394


هرچه تیم بزرگتر، قدردانی کمتر
لئوناردو دی کاپریو هنگام دریافت جایزه اسکار بابت فیلم «بازگشته از گور» از تمامی اعضای تیم فیلمسازی، بابت سخت کوشی شان قدردانی کرد. اما واقعیت این است که چنین بزرگواری، کمتر رخ می دهد. پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا دریافته اند که هرچقدر تیم بزرگتر باشد، افراد نقش خود را مهم تر تلقی کرده و نقش دیگران در ذهنشان، محو می شود. این بدان معنی نیست که افراد بیش از وظیفه شان، مسئولیت می پذیرند بلکه به خاطر خودخواهی شان، همکاری دیگران را ناچیز می شمارند. وقتی که اندازه تیمی بزرگ می شود، سخت است که مشارکت هرکس را در نظر گرفت.

منبع:

https://www.sciencedaily.com/releases/2016/03/160307152832.htm

اخبار ذهن و مغز- 15اسفند1394


می خواهید رهبر بهتری باشید؟ بدنسازی کنید
پژوهشگران دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافته اند مردانی که دارای بدن توانمندتر و عضلانی تری هستند، بیشتر به عنوان یک رهبر درک می شوند. البته این پژوهش نشان داده که نداشتن بدن تنومند برای رهبران، یک نقطه ضعف نیست. البته مردان تنومندی که نسبت به دیگر افراد گروه دارای رفتار خصمانه ای هستند نسبت به رقبایشان که رفتار با عطوفتی دارند، کمتر مورد تایید قرار می گیرند.

منبع
http://health.usnews.com/health-news/articles/2016-03-02/guys-want-to-be-a-leader-muscle-up

اخبار ذهن و مغز- 7اسفند1394


نژاد و جنسیت دانشمندان در ارزیابی اعتبار آنها تاثیر می گذارد
پژوهشگران دانشگاه بریتیش کلمبیا دریافته اند که ایدئولوژی، عاملی کلیدی است در اینکه چگونه مردم، اعتبار دانشمندان پژوهشگر را ارزیابی می کنند. بر اساس این پژوهش، کسانی که به جهان بینی نخبه گرا گرایش دارند، تمایل دارند که پژوهشگران مرد از نژاد سفید را با اعتبار بیشتری قضاوت کنند. در حالیکه کسانی که به جهان بینی تساوی گرا گرایش دارند تمایل دارند که زنان و یا رنگین پوست ها را با اعتبار بیشتری، قضاوت کنند. این پژوهش نشان می دهد اگرچه مردم برای پژوهش های علمی، مزیت قایلند اما کماکان سوگیری ها بر منطق چیره است و مانعی است برای ارزیابی پژوهش های علمی با ذهنی باز.

 

خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز