خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز چگونه انسانهای تیزهوش از مغز خود استفاده میکنند؟

چگونه انسانهای تیزهوش از مغز خود استفاده میکنند؟


b_250_200_16777215_00_images_stories_articles_intuition.jpg

 شاید فکر می کنید که افکار، دائم در حال جرقه زدن در شقیقه های افراد باهوش هستند؟ ولی واقعیت خلاف این است. هرچه ضریب هوشی فردی بالاتر باشد، کمتر در حین حل مسئله ای دشوار، از قسمت «فرونتال» یا جلویی مغز خود استفاده می کند. لازم به توضیح است که قسمت جلویی مغز، مسئول کارحافظه و تفکر است. افراد باهوش باکمترین فعالیت در مغز خود تفکرمی کنند!

 

پژوهشگری بنام گرهارد راث، یک تئوری منطقی و آزمایشی را در این مورد در کنگره ای در مورد مسائل «عقلانی وعصبی» در شهر نورنبرگ آلمان، به نمایش گذاشت. راث ثابت کرد که افرادی که ضریب هوشی بالایی دارند حافظه شان با محفوظات پر نشده بلکه بخش حافظه آنان در مقایسه با افراد عادی، خالی تر است. آنان بیشتر از مغز خود در حل مسائلی استفاده می کنند که هنوز کسی به آن نپرداخته و حل نشده اند. این افراد در زندگی، بیشتر از قسمت عقب (پسین/ اکُسیپیتال) مغز خود استفاده می کنند که مکانی است برای تجسم و خلاقیت. تفکر آنان بیشتر از افراد عادی با تجسم همراه است، در حالیکه اعمال تجسمی آنان غیر عمدی است و بدون هیچ زحمت و فشاری صورت می پذیرد. به عبارت دیگر در افراد تیزهوش، مغز فعالیت خودکار دارد و در اینگونه افراد در مقایسه با افراد عادی ،تمرکز وفعالیت های ارادی مغز، بیشتر صرف فعالیت های خلاق می شود.

«نقش ناخودآگاه، حس ششم و یا به عبارتی دریافت درونی در زندگی روزمره»
اصولاً درصد فعالیت های ناخودآگاه مغزی و فعالیت های پیش خودآگاه مغزی در مغز انسان بسیار بالاتر از فعالیت های خودآگاه است.بدون اینکه متوجه باشیم که جریان اطلاعات اول از ناخودآگاه نشأت می گیرد.
تیم تحقیقی« هاینز» توانست بر حسب یک برنامه پیچیده به الگوی کاری مغز دست یابد. به این صورت که این طرح فعالیت مغز را به طرز شگفت انگیز و دقیقی، قبل از عمل تفکر نشان می داد. مثلاً نشان می داد که فرد راجع به چه مسئله ای تفکر می کند. این برنامه همچنین این امکان را ایجاد می کرد که قصد مخفی افراد مورد آزمایش را قبل از انجام کاری آشکار کند.برای مثال فرد مورد آزمایش هم اکنون دکمه سمت چپ یا دکمه سمت راست را فشار خواهد داد،قبل از فشار دادن دکمه مورد نظر ، این عمل بر روی طرح مغز فرد مورد نظر قابل رویت بود. نکته جالب در این آزمایش اینجاست که محققان می توانند ۷ثانیه قبل از اینکه مطلبی را احساس یا درک کنیم آن را از مغزمان دریافت کنند! محققان حتی ۷ ثانیه قبل از خود شخص مورد آزمایش می دانستند که او چه تصمیمی خواهد گرفت و یا چه کار خواهد کرد! قصدها و تصمیم ها اول وارد قسمت غیر ارادی تفکر شده و در آ‌نجا مورد تحلیل و ارزیابی قرار می گیرند و در این قسمت تصمیم گرفته می شود و همه اینها قبل از این است که از تصمیم خود آگاه باشد.به گفته تحقیقی، ناخودآگاه ِما بیشتر از خودآگاه مان از جهان خارج آگاه است!! به بیان دیگر ناخودآگاه ما بسیار بیشتر از آنچه می داند که آگاهانه کسب کرده ایم و می دانیم. به گفته هاینز درزندگی روزانه ما بطور دائم با تصمیم گیری های دشوار و پیچیده مواجه هستیم که پیوسته با آگاهی و تلاش زیاد، سعی در حل آنان داریم. دست آخر پس از عاجز شدن از یافتن بهترین راه حل عقلانی، راه حلی را از بین راه حل های موجود به طور شانسی انتخاب می کنیم ‌.آری دست آخر حل مسئله را به حس دریافت درونی یا حس ششم خود واگذار می کنیم. مثلاً برای انتخاب موبایل پیوسته در صدد هستیم که بهترین و مناسبترین نوع آن با ارزانترین قرارداد و ارزانترین قیمت در میان جنگلی از انواع موبایل ها و قراردادهایشان انتخاب کنیم. دست آخر ،بدون اینکه کاملاً آگاه باشیم،کار انتخاب را به ناخود آگاه مغزمان واگذار می کنیم.هاینز می گوید:" متاسفانه حس دریافت درونی یا حس ششم جادو یا سحر نیست.برای برداشتن یک تصمیم خوب یا عالی از بخش ناخودآگاه مغزمان، احتیاج به اطلاعات خوب خود آگاهی داریم. به عبارت دیگر هر که مغزش را با اطلاعات مربوط خوب تغذیه کند،می تواند عمل ِفکر کردن برتر را به ناخود آگاه بسپارد. اما آموختن دانش،احتیاج به زحمت و صرف وقت دارد. پس می بینیم که چرا همیشه دریافت درونی انسان برایش یک هدیه آسمانی نیست و به چه علت واگذاری انتخاب یا تصمیم به حس قلب یا حس ششم در مواردی به خطا می رود!" .
رابطه متناوب بین یادگیری مطلب دشوار و پیچیده و رها کردن حل مسئله در مرحله لا ینحل و با این وجود استفاده از مطلب تا جایی که حل شده، وجه مشخصه یک پروسه خلاق است.این رابطه متناوب در علم روانشناسی به رابطه « Follow and Frust»‌ معروف است.
روانکاو و روان درمانگر راینر هولم هادولا اظهار می دارد:" معنای کلمه خلاقیت مترادف با کلمه Creare یونانی است.معنای کلمه Creare ساختن وتشکیل دادن + رشد دادن و بزرگ کردن است".او پیشنهاد می کند که کار یادگیری را در ساعات معینی انجام دهیم.در زمانهای تعیین شده خاصی به طور فشرده و سخت کار کنیم و تمرکز روی کار داشته باشیم و بعد عمداً خود را به کار یا مسئله ای دیگر مشغول کنیم. این پریود متناوب کار و قطع آن و انجام کار دیگر کمک می کند که مطالب و موظوعات آموخته شده در مغزمان محکم و حک شود.البته برای نتیجه دادن این رابطه متناوب احتیاج به انگیزه و هدفی واقعی داریم.فقط در این حالت است که تمام گیرنده ها وقوای دینامیک مغز فعال شده و هم دریافت درونی به کمک یادگیری می آید.

«ناخودآگاه حتی در تصمیمات اخلاقی و اجتماعی انسان نقش مهمی بازی می کند»
پروفسور جورج نورتوف از دانشگاه اُوتاوا در کانادا ثابت کرد که هر موضوعی که رابطه مثبتی با فردی داشته باشد،تاثیری انرژی زا بر او می گذارد.او و همکارانش آزمایشی انجام دادند. آنان مغز افراد مورد آزمایش را در حالی اسکن می کردند که عکس هایی را که رابطه مثبت و تنگاتنگی با آنان داشتند و به آنان نشان می دادند.مثلاً عکس یک پیانو را به پیانیست کنسرت نشان دادند. حاصل این آزمایش این بود که با دیدن عکس های مربوطه، قسمت پاداش دهنده مغزشان فعال می شد(هورمون شادی از این بخش مغز در موارد شعف و خوشبختی به درون خون ترشح می شود.) نوتوف می گوید:" به نظر می رسد که ما خودمان مسئول خوشبخت کردن و پاداش دادن به خود هستیم! (با ایجاد کردن رابطه مثبت با پیرامون خود).
همچنین «مونیکا کلر» از موسسه تحقیقی ماکس پلانک در شهر برلین، ثابت کرد موقع برنده شدن پول، قسمت پاداش دهنده مغز، فعال می شود. برای افراد مورد آزمایش یک برنامه ورق بازی مجازی ترتیب دادند. این بازی طوری ترتیب داده شده بود که در آن هر فرد مورد آزمایش پولی برنده شود.این خبر را به افراد مورد آزمایش می دادند.بعد آزمایش کنندگان از آنان می خواستند که تصمیم بگیرند،که آیا می خواهند تمام پول را برای خود بر دارند،یا اینکه از آن مقداری به دیگر شرکت کنندگان در بازی هدیه دهند. بیشترآنان رفتاردست و دلبازانه ای نشان دادند و هدیه دادند،البته نه به مقدار زیاد. بازیکنان برای تعیین مبلغ هدیه از پول خود برای بازیکنان ناخوشایند، تنها بر حسب اخلاق و انسانیت رفتار نمی کردند، بلکه از حس دریافت درونی خود برای تعیین مبلغ هدیه استفاده می کردند.آنان نسبت به افراد ناخوشایند خسیس بودند و پول بسیار کمی را به آنان هدیه می کردند. وقتی از آنان سوال می شد که چرا اینقدر کم هدیه می دهند، دنبال جواب موجهی می گشتند.« مونیکا کلر» اظهارمی دارد که نه تنها در اعمال عقلانی،بلکه در اعمال و تصمیمات اجتماعی و اخلاقی همحس دریافت درونی و قلبی ‌(معروف به حس ششم)،نقش مهمی ایفا می کند.
دانشمند و فیلسوف « هولگر لیر» از دانشگاه بیلفیلد ، شنوندگان را با تز خود متحیر ساخت. او بر این باور است که ما نه تنها به علت محدود بودن حافظه و فعالیت مغزمان، از نیروی حس ششم و دریافت درونی بهره می بریم، بلکه برای جبران این نقصان ،حجم عظیمی از محفوظاتمان را در بیرون از بدن و یا به عبارتی درمحیط زندگی مان ذخیره و جمع می کنیم. برای مثال با دیدن یک دستگاه و دکمه های آن، طرز کار با آن را به یاد می آوریم و به نحوی حافظه کار با دستگاه را در دستگاه ذخیره می کنیم. در حالی که بدون در دست داشتن دستگاه، نمی توانستیم به یاد بیاوریم که چگونه کار می کرده و یا اینکه به یاد آوردن کار با آن، مستلزم دقت و انرژی زیادی بوده .همینطور بجای حفظ کردن شماره تلفن های مورد استفاده مان، آنان را در حافظه موبایل مان ذخیره می کنیم و یا حجم زیادی از اطلاعات را در جایی یادداشت می کنیم. به گفته لیر ، چنین راه حل هایی تنها راههای کمکی ما برای تفکر نیستند بلکه اعضای عملی و واقعی تفکر می باشند. او و همکارانش به این محفوظات خارج مغزی نام«extended mind»یا «ذهن منبسط شده»‌ را می دهند.به گفته لیر ما فقط با ذهنمان فکر نمی کنیم، بلکه با ابزارهای زیادی می اندیشیم!

 


مترجم : ندا خلخالی

منبع:
http://www.psychologie-heute.de/news_emotion_kognition/intuition_es_denkt_in_uns_geistesblitz_und_neuronendonner__091011.html

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

Fati Falsafian
+2 #1 Fati Falsafian 1393-06-01 01:01
:roll: ممنون خووووووووووووب بود تشکر
نقل قول کردن
خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز چگونه انسانهای تیزهوش از مغز خود استفاده میکنند؟