خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز تأثیر ماندگار محیط اولیه بر سیستم پاسخ‌ به استرس

تأثیر ماندگار محیط اولیه بر سیستم پاسخ‌ به استرس


b_250_200_16777215_00_images_stories_News_baby-crib.jpgپژوهش‌های جدید دانشگاه واشنگتن نشان می‌دهند که محیط اولیه کودکان بر پاسخ به استرس آن‌ها در مراحل بعدی زندگی تأثیری پایدار می‌گذارد و اثرات منفی محیط اولیه‌ محرومیت را فقط می‌توان تا پیش از دوسالگی کاهش داد.

پژوهشگران این پژوهش ـ که در تاریخ بیستم آوریل ۲۰۱۵ در مجموعه مقالات آکادمی ملی علوم منتشر شد ـ بر این باورند که اولین افرادی هستند که دوره‌ای حساس در اوایل زندگی را شناسایی کرده‌اند، زمانی‌که به احتمال زیاد سیستم پاسخ به استرس کودکان تحت‌تأثیر محیط مراقبتشان قرار می‌گیرد.
کتی مک‌لافلین، نویسنده برجسته و استادیار روانشناسی دانشگاه واشنگتن می‌گوید: «محیط اولیه اثری بسیار قوی بر چگونگی سیستم پاسخ به استرس بدن ایجاد می‌کند.»
«اما حتی وقتی کودکانی که در معرض محیطی بسیار منفی بوده‌اند در خانواده‌ای حمایتی قرار می‌گیرند می‌توانند در درازمدت بر آن آثار غلبه کنند.»
این مطالعه بر کودکانی متمرکز بود که سال‌های ابتدایی زندگی خود را در یتیم‌خانه‌ای رومانیایی سپری کردند و نیز کودکانی که آن‌ها را از یتیم‌خانه خارج و وارد سیستم فرزندخواندگی کردند. یافته‌ها نشان می‌دهند که کودکانی که به فرزندخواندگی پذیرفته شدند، سیستم پاسخ به استرس آن‌ها کُندتر شدند، به‌طور مثال، کم‌شدن شتاب ضربان قلب و افزایش فشارخون طی انجام‌دادن تکالیف استرس‌زا و ترشح کمتر کورتیزول که هورمون اولیه مسئول پاسخ به استرس است.
کودکانی که از یتیم‌خانه رومانیایی خارج شدند و پیش از ۲۴ماهگی تحت سرپرستی والدین رضاعی قرار گرفتند، سیستم پاسخ به استرسشان شبیه کودکانی بود که در کنار خانواده‌شان در جامعه پرورش می‌یافتند.
نتایج نشان می‌دهند که تجربیات اولیه کودکان بر رشد سیستم پاسخ به استرس آن‌ها اثر می‌گذارد و دورکردن آن‌ها از این محیط‌های نامساعد، چنین اثرات مخربی را کاهش می‌دهد.
مک‌لافلین می‌گوید: «فرستادن کودکان به پرورشگاه شکلی افراطی از محرومیت اولیه است. قراردادن کودکان در محیط حمایتی که والدینی حساس و پاسخگو آن‌ها را سرپرستی می‌کنند، حتی اگر برای دوره‌ای کوتاه در اوایل زندگی نادیده گرفته شوند، اثری ماندگار و معنادار خواهد گذاشت.»
این پژوهش بخشی از پروژه مداخله به‌هنگام بخارست است که در سال ۲۰۰۰ اجرا شد و اثرات زندگی در پرورشگاه را بر رشد مغز و رفتار هزاران کودک رومانیایی ـ که در زمان حکومت دیکتاتوری نیکلای چائوشسکو در یتیم‌خانه پرورش یافتند ـ مورد بررسی قرار داد.
پژوهشگران ۱۳۸ بچه حدوداً ۱۲ساله را در سه گروه آزمودند: آن‌هایی که چندین سال را در پرورشگاه گذرانده بودند؛ آن‌هایی که از پرورشگاه خارج و به فرزندی پذیرفته شده و تحت مراقبت خانواده‌ای سطح بالا قرار گرفته بودند؛ و آن‌هایی که در خانواده‌ای ساکن در نزدیکی پرورشگاه‌ زندگی کرده بودند.
کودکانی که به فرزندخواندگی پذیرفته شده بودند، بین شش‌ماهگی تا ۳سالگی به خانواده سرپرست منتقل شده بودند. آن‌هایی که در پرورشگاه رها شده بودند، پیش از اینکه در نهایت به فرزندی پذیرفته شوند یا آن‌ها را به والدین واقعی‌شان تحویل دهند یا در مراکز مراقبت دولتی قرار بگیرند ـ پس از اینکه سیاست‌های مربوط به پرورشگاه‌ها در رومانی تغییر کردند ـ مدت زمان‌های گوناگونی را پرورشگاه سپری کرده بودند.
در طول آزمون، از کودکان خواسته شد تا تکالیف بالقوه استرس‌زا انجام دهند، از جمله سخنرانی در برابر معلمان، دریافت بازخورد اجتماعی از سایر کودکان و شرکت در بازی‌هایی که باید در بخشی از مسیر از موانعی عبور می‌کردند. پژوهشگران ضربان قلب، فشار خون و چندین شاخص دیگر از جمله کورتیزول کودکان را اندازه‌گیری کردند.
کودکانی که در پرورشگاه پروش یافته بودند پاسخ‌هایی کُند در سیستم عصبی سمپاتیک نشان دادند که به واکنش ستیز و گریز و نیز محور HPA (محور هیپوتالاموس ـ هیپوفیز ـ آدرنال) ـ که میزان کورتیزول را تنظیم می‌کند ـ مرتبط است. سیستم پاسخ به استرس تضعیف‌شده به مشکلات سلامتی، از جمله خستگی مزمن، سندرم درد و بیماری‌های خودایمنی و همچنین پرخاشگری و مشکلات رفتاری مرتبط است.
پژوهشگران می‌گویند: «همه الگوهای واکنش به استرس کُندشده در بین کودکانی که در پرورشگاه باقی ماندند منجر به افزایش خطر برای مسائل سلامت جسمی و روانی گوناگون شدند.».
مک‌لافلین می‌گوید دشوار است که با اطمینان بگوییم چرا سیستم پاسخ به استرس کودکان کُند ‌شدند. این امکان وجود دارد که چون در اوایل زندگی خود متحمل استرس شدیدی شدند، تکالیف درخواستی پژوهشگران از آن‌ها در مقایسه با آن شرایط راحت‌تر بودند و در نتیجه موجب واکنشی قوی نشدند.
مک‌لافلین اشاره می‌کند مهم‌تر آنکه ممکن است سیستم پاسخ به استرس آن‌ها در ابتدای رشدشان بیش فعال بوده و سپس با کاهش تعداد گیرنده‌های مغز که هورمون‌های استرس به آن‌ها متصل هستند، با سطوح بالای هورمون‌های استرس سازگار شده‌اند.
او می‌گوید: «اگر می‌توانستیم سیستم‌های استرس آن‌ها را در اوایل زندگی بیازماییم، پیش‌بینی می‌شود که می‌توانستیم سطوح بسیار بالای هورمون‌های استرس و واکنش به استرس را بیابیم.»
پژوهش‌های مرتبط با این مطالعه نشان دادند که مغز کودکان پرورش‌یافته در یتیم‌خانه‌ها بافت نازک‌تری در نواحی مربوط به کنترل تکانه‌ها و توجه دارند و به طور کلی ماده خاکستری آن‌ها کمتر است.
کودکان شرکت کننده در این مطالعه در حال حاضر ۱۶ساله هستند و طرح بعدی پژوهشگران این است که برسی کنند آیا بلوغ بر پاسخ به استرس آن‌ها اثری می‌گذارد یا خیر. مک‌لافلین می‌گوید ممکن است اثر مثبتی داشته باشد، زیرا بلوغ دوره حساس دیگری است، زمانی‌که سیستم پاسخ به استرس به‌ویژه با ورودی‌های زیست محیطی تنظیم می‌شود.
وی همچنین می‌گوید: «ممکن است طی آن دوره محیط اثر سختی‌های اولیه را بر سیستم تغییر دهد.»

ترجمه: زهرا حسینیان

منبع:

http://www.sciencedaily.com/releases/2015/04/150420154631.htm

Share this post

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

خانه بانک فکرافزار یافته های علمی ذهن و مغز تأثیر ماندگار محیط اولیه بر سیستم پاسخ‌ به استرس